داستانهای واقعی از "راز"
 
قالب وبلاگ
راندا برن (یاسی) :


این مرحله یکی از مهمترین مراحل رسیدن به ارزوست ...
بسیار بسیار مهم
اغلب فراموش میشه و تلاش هایی که بی نتیجه میمونه و گله و شکایت ها شروع میشه که ای خدااااا پس چرا نرسیدم ؟
ای خدااا پس کی ؟
و سرگردان و حیران و ناامید دوباره به دنبال راه حل جدید...
ازین کتاب به اون کتاب
البته مطالعه خوبه هااااا ... ولی مطالعه بی عمل فقط باعث میشه حیران تر و سردرگم تر بشیم

واستون مثالی از عباس منش میگم :
بسیاری از ما ارزوی قشنگمون رو در دفترمون می نویسیم مثلا می نویسیم من میخوام رییس بیمارستان بشم و شروع می کنیم به دنبال راه حل های متعدد
ولی شب که میخوایم بخوابیم یا هر وقت با خودمون خلوت می کینم میگیم :
ای بابا من کجا و رییس بیمارستان شدن کجا ... من هیچوقت به اون بالا بالاها نمیرسم ... بابا پارتی میخواد هااا دلت خوشه ؟...
ما که شانس نداریم !یعنی میشه ؟
ای خدا یعنی میشه من رییس بیمارستان بشم ؟ اره ؟
خدا وکیلی اینجور نمیگیم ؟؟؟
این یعنی دوگانگی ...
یعنی ما به طور واقعی باور یا ایمان نداریم به ارزومون می رسیم
(به قول عباس منش این قسمت رو چند بار بخونید تا متوجه بشید چرا تا به حال به ارزوتون نرسیدید )

خلاصه یه یک ساعتی با خودمون کلنجار میریم ( بعضی ها هم چند روز یا ... )
دوباره روز بعد میریم سراغ دفتر ارزوهامون و به خودمون میگیم برم وب شمیم جونم ببینم چجوری به ارزوم برسم ؟ بعد هی ازین و اون می پرسیم به نظرت چجوری به ارزوم برسم ؟
خب دیگه طبق معمول همه راه ها اینه :
تجسم , نامه نوشتن به فرشته ها و تابلو تجسم و ....
و صد البته که همه این ها بسیار عاااااااالی هستند و جز بزرگ قانون جذب و رسیدن به ارزوهاست و من با اینکه خودم تا حالا هیچکدوم رو انجام ندادم ولی میدونم مهم هستند ...
بگذریم ...

حرف من این هست تا زمانی که نتونیم افکار منفی رو کاملا استاپ کنیم هیچ روشی جوابگو نیست ...دقیقا هیچ روشی ...
حال سوال پیش میاد :
عه راندا جونممممم ,پس من چیکار کنم به ارزوم برسم ؟
راندا بدو یه راه حل موشکی بده من میخام به ارزوم برسم ؟

عزیزم
تا زمانی که دل و زبان شما یکی نشه به ارزوتون نمی رسید
البته ببخشیداااااا
هر وقت دل و زبان ما یکی بشه به سرعت برق و باد به ارزوی قشنگمون میرسیم ...

بله !
باید با تمام وجود ( دل و زبان ) راجه به خواستمون مثبت حرف بزنیم
و باور کنیم خدا جونم از راه های عجیب و شگفت انگیز ما رو به ارزوی قشنگمون میرسونه ... دقیقا عجیب و شگفت انگیز

به قول اسکاول شین جونم :
ذهن استدلالی باید کاملا رها بشه چون به هیچ دردی نمیخوره
ذهن استدلالی یعنی افکار منفی
ذهن استدلالی یعنی دل و زبان یکی نبودن ...

یادمون باشه نمیتونیم سر خدا جونم رو کلاه بذاریم ...
باید با تمام وجود , بله ! دقیقا تمام وجود ( تمام وجود یعنی یکی شدن دل و زبان ) باور کنیم به ارزوی قشنگمون میرسیم و مقدمات اون رو فراهم کنیم ...
(یعنی ایمان فعال نشون بدیم )

حالا من بعضیا رو دیدم ( منظورم اینجا نیستااا ... منظورم شهر خودم هست )
که ایمان فعال نشون دادند ... مثلا رفتند جهاز خریدن , یا لباس عروس پرو کردند , یا لباس شب خواستگاری خریدند و ...
ولی چون در دل و زبان یکی نبودند متاسفانه یا خیییییییییلی دیر به ارزوشون رسیدن و یا هرگز نرسیدن

به به چه رازی بودااا ... من که خودم کلی کیف کردم
چه انتظار شیرینی بود نه ؟


برچسب‌ها: موفقیت
[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ 14:37 ] [ شمیم ]

راه معمول دیگر فرشتگان برای صحبت با ما از طریق نشان دادن توالی اعداد است. معانی ابتدایی پیام های اعداد که از طرف فرشتگان می بینید به شرح زیر است:

0 - یک پیام عشق از طرف خالق است.

1- به افکارت توجه کن و به جای ترس هایت، فقط به خواسته هایت فکر کن، چرا که تو هر آن چه را که فکر می کنی، جذب خواهی کرد.

2- ایمانت را حفظ کن و امیدت را از دست نده.

3- اساتید مقرب با تو هستند و به تو کمک می کنند.

4 - فرشتگان در این موقعیت با تو همکاری می کنند.

5- یک تغییر مثبت به سمت تو می آید.

6- تمام نگرانی ها و ترس هایت در مورد مادیات و دنیای فیزیکی را به خدا و فرشتگان واگذار! افکارت را میان مادیات و معنویات متعادل کن!

7- تو در مسیر درست قرار داری، پس راه را ادامه بده.

8- فراوانی به سمت تو می آید.

9- بدون تأخیر بر روی رسالت زندگی خود کار کن.

هنگامی که ترکیبی از این اعداد را می بینید، کافی است به آسانی معانی بالا را با هم جمع کنید. برای مثال اگر عدد 428 را می بینید می تواند این معنی را داشته باشد: " فرشتگان با تو هستند، پس ایمانت را حفظ کن! همان گونه که فراوانی به سمت تو می آید."

منبع: سایت دکتر مطلب برازنده www.drmotaleb.com

****

اعداد سه رقمی:

111- افکار خود را به دقت بازبینی کنیدو مطمئن شوید که تنها به آن چیزهایی که می خواهید فکر می کنید نه به آن چیزهایی که نمی خواهید. این توالی اعداد نشانه آن است که دروازه ای از فرصت ها به رویتان گشوده شده است. و افکارتان در سرعت بی سابقه ای در حال آشکار شدن به شکل آرزوهای دلخواهتان هستند. شماره 111 شبیه روشنایی یک لامپ پرنور است. این عدد به این معناست که کائنات تصویری از افکار شما دریافت کرده و در حال به واقعیت رساندنشان است. آیا شما از افکاری که توسط کائنات ربوده شده است خوشحال و راضی هستید؟ اگر راضی نیستید، افکارتان را تصحیح کنید... اگر در کنترل کردن و بازبینی افکارتان مشکل دارید از فرشتگانتان درخواست کمک کنید.

123- زندگیتان را ساده تر کنید. از شر هر چیزی که وقت، زمان، یا دارایی تان را از بین می برد خلاص شوید - مخصوصاً از دست چیزهایی که شما را از هدف زندگیتان دور نگه می دارند. نگهبانان الهی در این فرایند به شما کمک خواهند کرد.

222- ایمان داشته باشید. همه چیز رو به راه خواهد شد. نگران هیچ چیز نباشید، چون این موقعیت خودش به بهترین وجه برای هر کسی که در آن درگیر است حل و فصل خواهد شد.

333- نگهبانان الهی نزدیک شما هستند، مشتاقند بدانید که کمک، عشق و همراهی آنها را دارید. اغلب نگهبانان الهی را صدا بزنید، به خصوص وقتی عدد 3 را در اطرافتان می بینید. 

444 - در این لحظه هزاران فرشته شما را احاطه کرده اند، دوستتان دارند و از شما محافظت می کنند. شما اتصالی بسیار قوی و روشن با قلمرو فرشتگان دارید و خودتان نیز یک فرشته ی زمینی هستید. از هیچ چیز نترسید - همه چیز روبراه است.

555 - کمربندهایتان را ببندید. یک تغییر بزرگ در زندگیتان در حال وقوع است. این تغییر قطعاً یک تغییر "مثبت" یا "منفی" نیست چون همه ی تغییرات یک بخش طبیعی از جریان زندگی هستند. شاید این تغییر پاسخ دعاهایتان باشد، پس خودتان را در آرامش ببینید و حس کنید.

666 - در حال حاضر افکارتان از تعادل خارج شده اند، و بیش از حد روی دنیای مادی متمرکز شده اید. این توالی اعداد از شما می خواهد که تعادلی بین افکار معنوی (بهشتی) و مادی (زمینی) تان ایجاد کنید. فرشتگان از شما می خواهند که روی معنویات و کمکهای عام المنفعه تمرکز کنید، و مطمئن باشید که نیازهای مادی و عاطفی تان نیز در نتیجه ی افکار معنویتان برآورده خواهند شد.

777 - فرشتگان شما را می ستایند... "تبریک! شما رو دور موفقیت افتاده اید ! به کارتان ادامه دهید و بدانید که آرزویتان در حال به وقوع پیوستن است". این یک نشانه ی فوق العاده مثبت است و شما باید منتظر معجزات بیشتری نیز باشید.

888 - یک مرحله از زندگیتان رو به اتمام است، و این نشانه یک اخطار قبلی است جهت مهیا شدن برای مرحله ی بعد. این توالی اعداد ممکن است به این معنی باشد که یک شغل یا رابطه ای در حال به پایان رسیدن است. همچنین به معنی نوری است در دل یک تونل. و نیز به این معناست که، محصولات رسیده اند. آنها را برداشت کنید و لذت ببرید. به عبارت دیگر، برای حرکت کردن یا لذت بردن از ثمرات زحماتتان این دست و آن دست نکنید.

875 - تغییری که ایجاد کرده اید شما را در مسیر درست متجلی ساختن فراوانی ها در تمام ابعاد زندگی قرار داده است.

999 - دست به کار شو! دنیا هم اکنون به هدفِ الهی زندگی تو نیاز دارد. به طور کامل، بدون ترس و تردید بر کشتی رسالتت سوار شو (مأموریتت را شروع کن).

000 - یادآوری این نکته که خدا با توست، حضور عشق خالق ات را در درونت حس کن. همچنین به این معنیست که موقعیتی دوباره به سرجای اولش برگشته است.

منبع: www.beliefnet.com


برچسب‌ها: فرشتگان
[ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 23:48 ] [ شمیم ]

مستانه:


بذارین اول از اینجا شروع کنیم که عشق فرستادن یعنی چی؟
یعنی اینکه ما بزرگترین نیروی طبیعت رو به کار ببریم واسه جذب اشیا ، موقعیتها یا افراد . البته نه فقط جذب، ما میتونیم موقعیتها ، رویداد ها ، اشخاص و عوامل منفی رو با این نیرو به مثبت تبدیل کنیم.


راههای زیادی واسه عشق فرستادن وجود داره.

یکی از این راهها تفکرات مثبت راجع به خواستمونه. حالا اون خواسته چه مادی باشه چه معنوی. وقتی نسبت به کسی که باعث رنجش شما شده از صمیم قلب با یه حس واقعی مثبت فکر کنین دارین در واقع براش عشق میفرستین.

راه بعدی تجسم مثبت در مورد خواسته است. وقتی تصویرای زیبا از شخصی یا موقعیتی تو ذهنتون میبینید در واقع با عشق به اون شخص یا موقعیت متصل میشید.

راه بعدی دعای خیر هست. چه واسه یه خواسته مثل ماشین یا پول ، چه یه شخص خاص. این دعای خیر نباید اینجوری باشه که خدایا قلب این شخصو نسبت به من مهربون کن. باید اینجوری باشه که خدایا وجود این شخص رو سرشار از عشق آرامش و شادی کن. وبهترین موقعیتها یا عشقها رو در مسیر زندگیش قرار بده. یادتون باشه عشق خودخواهی نمیشناسه. عشق آزاد میکنه ، رها میکنه. واگه دعا این باشه که هر کسی طبق مصلحت برتر خودش عمل کنه این میشه عشق واقعی.

راه بعدی و اصلی استفاده از تجسم نور هست. نور سفید که همون عشقه. این نور سرشار از شادی ، آرامش ، بخشایش و تمام ویژگیهای مثبته. حالا وقتی تو ذهنتون یه کسی رو یا یه خواسته ای رو توی نور قرار میدین ، ببینین چه عشق عظیمی به سمتش میفرستین و هم اینکه با این نور شما به وضوح میرسین و تمام نکات مبهم براتون روشن میشن.

این نور میتونه از دل آسمون بیاد یا اینکه اونو مثل یه ستون تجسم کنین. اون شخص رو که باهاش مشکل دارین یا میخواین بهش عشق بدین رو توی نور قرار بدین و مستقیم توی چشماش نگاه کنین و با صمیمی ترین الفاظ و از ته دلتون باهاش صادقانه حرف بزنین. وقتی یه شخصی رو توی نور قرار میدین حتما تصور کنین که اون شخص خیلی شاده ، لبخند میزنه و تمام توجهش به حرفهای شماست.


هروقت یک عضو از بدنتون درد میکنه یا مشکل داره، اون عضو رو توی نور قرار بدین وببینین که نور سفید همه اون عضو رو میپوشونه و سلول به سلول اون عضوتون سرشار از عشق و گرما میشه.



گذشته های تلخ و دردناک ، خاطرات ناراحت کننده و همه رویدادهای منفی رو توی نور قرار بدین ودوباره نگاهشون کنین و اونها رو از عشق لبریز کنین.


خواسته هاتون رو توی نور قرار بدین و اونا رو با عشق محاصره کنین تا ویژژژژژژژژژژژژ بیان سمتتون.
تمام ترسهاتونو توی نور قرار بدین و بذارین عشق تمام این ترسها رو تبدیل به خودش بکنه.
حتی وقتی یه فکر منفی میاد تو ذهنتون یا کسی که نمیخواین بهش فکر کنین ، سریع یه نور بفرستین طرفش و محوش کنین.



این بازی با نور غوغا میکنه ولی باید تکرار شه . شاید در مورد یه قضیه با یه بار تجسم جواب بده اما یه مورد دیگه احتیاج به عشق بیشتری داشته باشه. فقط یادتون باشه که این نور وقتی کار میکنه که شما اونو با صمیمیت و از عمق وجودتون طلبش کرده باشین.


البته خیلی راههای دیگه واسه فرستادن عشق هست.
نکته آخر اینکه وقتی واسه یه خواستتون از همه راهها استفاده میکنین انرژی با سرعت بیشتری جریان پیدا میکنه و فعال تر میشه.

[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 22:31 ] [ شمیم ]

ابرها:

ابرها، این اجسام مرطوب بهشتی ، که در بالای سر ما مانند فرشتگان محافظ شناور هستند و در سراسر دنیا پرواز می کنند. فرشته ها عاشق اینند که از این شگفتیهای طبیعی به عنوان نشانه استفاده کنند چون ابرها می توانند به هر شکلی در بیایند و واقعاً چشمگیر و دیدنی هستند. ابرها یکی از معمول ترین راه های دریافت پیامِ «دوستت دارم» از طرف بهشت هستند. ابرها نشانه هایی فیزیکی هستند از حضور فرشتگان در اطراف ما.

 پرها:

پرها قویترین نشانه ی فرشتگان هستند. با اینکه پرها در اندازه ها و رنگهای متفاوتی وجود دارند، اما نشانه هایی شگفت انگیز هستند چون مستقیماً با افکار، دعاها، یا سوالاتی که در ذهنتان دارید ارتباط دارند. به ندرت پیش می آید که پری را که فرشتگان برایتان گذاشته اند پیدا کنید و معنی اش را نفهمید. فرشتگان، بر اساس میزان ایمانتان پرها و دیگر نشانه ها را سفارشی برایتان می فرستند.

 سکه ها:

سکه ها، یا به طور کلی وجه رایج هر کشوری، اغلب پیام یا راهنمایی ای از جانب فرشتگان است. تمام جنبه های این نوع از نشانه ها ارتباط مخصوصی با شما و مسیر(طریقت) تان دارند، مثل زمان و مکانی که سکه را پیدا می کنید، نوع سکه، پیامهایی که روی آن نوشته شده است، و جنس سکه. دفعه بعد که سکه ای را روی زمین پیدا کردید، مطمئن باشید که از قصد در مسیر شما قرار گرفته است. موهبت سکه برای ما نشانگر تحت حمایت قرار گرفتن  از نظر مالی، احساسی، معنوی، و جسمانی است.

رنگین کمان:

از زمان کشتی نوح، رنگین کمان سمبل عشق، حمایت، حفاظت و پشتیبانی خداوند بوده است. وقتی از فرشتگان درخواست نشانه می کنید و رنگین کمان می بینید، به این معنی است که کل موقعیت شما تحت حمایت و کنترل آنها قرار دارد. رنگین کمانهای سفید، رنگین کمانهای دوقلو، و رنگین کمانهایی که در شب و زیر نور مهتاب تشکیل می شوند آنقدر غیر طبیعی هستند که هیچ شکی مبنی بر نشانه بودنشان باقی نمی گذارند . رنگین کمانها فقط یک نشانه نیستند، بلکه موهبت دلگرمی و هدایت را نیز به همراه دارند.

 صداها:

وقتی یک پیشامد اضطراری در شرف وقوع است یا استرس و نگرانی تان زیاد است، تنها راهی که فرشتگان می توانند متقاعدتان کنند که  صدایشان را  بشنوید از طریق ارتباط مستقیم شفاهی است. و اگر فرشتگان صحبت کنند، هیچ شکی در پیام ها و معانی آنها وجود ندارد، و شما باید قطعاً به آنهاگوش دهید. شنیدن نامتان از طریق صدایی که انگار متعلق به هیچ کس نیست (شبیه صدای ارواح) یکی از تجربه های معمول و مشترک در بین افراد است. این اتفاق برای اغلب مردم زمانی رخ می دهد که تازه از خواب بیدار شده اند، چون در آن لحظه شنوایی ما نسبت به صدای فرشتگان بسیار پذیرا و حساس است. صدای خدا و فرشتگان از روی عشق و حکمت است. وقتی آنها صحبت می کنند صدایشان رسا، واضح، و بدون اشتباه است.

 اعداد:

اعداد اغلب اوقات جالب ترین و گاهی وقتها گیج کننده ترین نشانه هایی هستند که از طرف فرشتگان دریافت می کنیم. یک سلسله اعداد مرتب در الگوی خاصی تکرار می شوند، و اگر شما ندانید که معنی آنها چیست، شاید فکر کنید کسی یا چیزی دارد سر به سرتان می گذارد و گیجتان می کند. نشانه ی اعداد از همه جا به سمت شما می آیند. اگر یک سری اعداد در زندگیتان مرتب تکرار می شوند، از فرشته تان بپرسید که معنی اش چیست یا در کتاب معنی آن را ببینید.



برچسب‌ها: فرشتگان
[ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 14:2 ] [ شمیم ]

هر زمان که از طرف دیگران احساس مقاومت کردید می توانید از این تکنیک استفاده کنید. به فرشته ی آنها نامه بنویسید، و خواسته تان را از آنها به روشنی بیان کنید، آن چیزهایی که می خواهید از طرف آنها درک شود، آن واکنش هایی که دوست دارید آنها نشان بدهند، و آن کارهایی که دوست دارید انجام بدهند.

با نوشتن به فرشته ی نگهبان یک شخص، می توانید تمام احساسات مسدود شده را که تحت آن شرایط بین شما به وجود آمده است از بین ببرید و پشت سر بگذارید. از این تکنیک می توانید برای کمک به آنهایی که برایتان اهمیت دارند و می خواهید کاری مثبت در حق خودشان انجام دهند استفاده کنید. اگر کسانی را می شناسید که نیاز به شفا، رها شدن، عشق، یا دانایی دارند، به فرشته ی برترشان نامه بنویسید و از فرشته شان بخواهید که آنها را با آن چیزی که بیشتر از همه به آن نیاز دارند متبرک کند.

این تکنیک مخصوصاً در مواردی به کار می رود که افرادی را که می شناسید موقعیتهایی را برای خودشان به وجود آورده اند که نمی توانید با آنها رو در رو صحبت کنید. شاید آن موقعیت شامل چیزی باشد که شما آن را به روشنی از بیرون می بینید اما آنها خودشان آن را انکار می کنند.

وقتی با احترام به فرشته ی دیگران نامه می نویسید، این را نیز به یاد داشته باشید که دیگران اراده و اختیار خود را دارند. ما زمانی که کسی را دوست داریم و از او عملی نا امید کننده سر می زند درد را تجربه می کنیم. وقتی از دیگران انتظار و توقع دارید، سرانجام به طریقی نا امید خواهید شد. اما درعوض، اگر توقعی نداشته باشید و آزادانه ببخشید و رها کنید و عشق بی قید وشرط داشته باشید، به اعمال منفی آنها اجازه ی نفوذ و تاثیر روی خودتان را نمی دهید.

اگر سعی دارید با نوشتن به فرشته ی کسی او را از نظر احساسی (و عاشقانه) تحت تأثیر قرار دهید، بهترین کار این است که او را با عشق متبرک کرده و رهایش کنید. اگر شما قسمت همدیگر باشید، او آزادانه و بی هیچ قید و شرطی به سمت شما خواهد آمد. فرشتگان می خواهند شما شاد باشید، ولی در ضمن می دانند که هیچ کسِ دیگری مسئول شادی شما نیست؛ بلکه اول باید خودتان شادیتان را طلب کنید.

وقتی آمادهء «پست کردن» یک درخواست کتبی شدید، باید اول آن را تا کرده مهر و موم کنید؛ سپس مکان مخصوصی برای آن پیدا کنید. بعضی از افراد نامه هایشان را لای کتاب مثل کتاب مقدس نگه می دارند؛ برخی دیگر از جعبه جواهرات، کیف پول، دفترچه، یا حتی محراب استفاده می کنند. بعد از اینکه نامه تان را به این روش پست کردید، آماده ی عمل باشید. شما از فرشتگان درخواست کرده اید، پس از طریق کشف و شهود به پیام هایی که آنها مطابق با درخواستتان می فرستند گوش دهید، یا اینکه فقط نامه تان را پست کنید و فراموشش کنید تا زمانی که دوباره خودش به ذهنتان جرقه بزند.


بقیه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: فرشتگان
ادامه مطلب
[ سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 ] [ 15:39 ] [ شمیم ]

راندا برن (یاسی) :

خدیا متشکرم برای شفای همه بیماران ...
از نوشته های سید حسین عباس منش

در وجود شما بزرگترین کارخانه داروسازی وجود دارد که هیچ نیازی به پزشک نخواهید داشت
این "راز "شما را از تمام بیماری ها و ناخوشی های جسمی رها میکند و بدنی سالم و قدرتمند به شما هدیه میکند ... اما چطور ؟؟؟
بدن ما هر لحظه در حال تولد و مرگ است ... به این صورت که در هر لحظه , تعداد زیادی از سلول های انسان در حال از بین رفتن و تعداد زیادی در حال متولد شدن هستند ... این یعنی بدن شما هر لحظه از نو متولد میشود ولی در بعضی ها این کار چند هفته طول میکشد و در برخی دیگر چند ماه ...
و صد البته که تولد سلول های جدید ارتباط کاملا تنگاتنگی با "ذهن" شما دارد

کیفیت سلول هایی که تولید می شوند بستگی به ذهن مان دارد که آیا این سلول ها معیوب متولد می شوند یا سالم
یعنی بیماری در بدنی که دارای یک ذهن سالم و با نشاط و آرام هست نمیتواند دوام بیاورد
زیرا سلول هایی که هر لحظه متولد می شوند بسیار سالم و قوی متولد می شوند و باعث میشود بیماری که بانی اش بد کار کردن سلول هاست از بین برود ...

همه چیز به همین سادگی ست ...
وقتی شما مدام به بدبختی و مشکلات و بیماری و کینه و انتقام فکر میکنید ذهن تان پیام هایی را به سلول ها می دهد که باعث بیماری و ضعف جسمی میشود
من با اطمینان به شما میگویم که سالهاست مریض نشده ام
( اینو عباس منش میگه هاااا نه من ... و البته منم خدا روشکر خیلی کم مریض میشم سالی یک بار و اونم یه سرماخوردگی یک روزه به جون خودم خالی بندی نمیکنم )

ما معتقدیم که شما در صورتی که قانون را به نحو احسن اجرا کنید هیچ گاه بیمار نخواهید شد و اگر ویروسی وارد بدنتان شود به سرعت از بین خواهد رفت

وضعیت الان بیماری شما به علت افکارتان است .. این بدین معنی نیست که الان از دارو استفاده نکنید ... خیر ...از داروهایتان استفاده کنید زیرا داروها میتوانند به روند بهبودی شما الان کمک کنند ولی وقتی که شما مدتی از قانون استفاده کنید دیگر هیچگاه مریض نمیشوید که بخواهید دارویی استفاده کنید

در ادامه واستون میگم چطوری از این راز و قانون استفاده کنیم که همیشه سالم باشیم ...
حتی واستون داستان یک دختر شفا یافته سرطانی رو میگم از همین ایران خودمون تا بیشتر و بیشتر به قدرت ذهن واقف بشیم و هم اینکه
باور کنیم "هیچ چیز غیر ممکن نیست "

میدونید چرا این بحث رو مطرح کردم دوس جووونام ؟
چون سلامتی بزرگترین نعمت خداست ...
نعمتی و هدیه ای و ثروتی بالاتر از سلامتی سراغ داریم ؟
والاهه من که بالاتر ازین سراغ ندارم
حتی راندا برن واقعی در کتاب جادو میگه : بدون سلامتی هیچ آرزویی دیگه قشنگ نیست و همه چیز جذابیت خودشو از دست میده
من با هر نفس کشیدنم بابت سلامتی ام از خدا تشکر میکنم ..
خدایا متشکرم متشکرم متشکرم

بقیه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: سلامتی, شفا
ادامه مطلب
[ یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 ] [ 21:34 ] [ شمیم ]

شری:

شک را به عنوان یک دوست در نظر بگیریم
یه زمانی شکست رمز پیروزیت میشه . همیشه وقتی می شنیدم یا در جایی میخوندم که شکست آغاز پیروزیه درکش نمیکردم تا اینکه منم به قول عام شکست خوردم وقتی جواب کنکورمو دیدم شوکه شده بودم و تا شب گریه کردم فردا روز دیگه ای بود و منم که عادت به ناامیدی ندارم تصمیم گرفتم برگردم به عقب ببینم چه اتفاقی افتاده . من تصمیم گرفته بودم در کنکور دکتری رتبه مورد نظرمو بگیرم در حالی که اصلا قبول نشدم . تصمیم جالبی داشتم تفکرم این بود که رتبه اول شم تا از طریق این رتبه برای دانشگاه های اونور پذیرش بگیرم پس برنامه ریزی برای درس خوندن در اینجا نداشتم . از طرفی تفکر دیگه ای هم داشتم که میگفتم خوب اگه اینجا قبول شم حالا هر دانشگاهی در ایران شده میرم و با خودم میگفتم وای پس برای اونور رفتن باید ناامید بشم . با این تفکر این آخریا نرم شده بودم و میگفتم بیخیال همین جا دکترا میگیرم .

روزی که جواب کنکور اومد بعد اون همه گریه و زاری فرداش احساس عجیبی تمام وجودمو گرفته بود احساس سبکی از قبول نشدن داشتم احساس میکردم انگار قراره کائنات منو به همون سمتی ببره که خواست قلبی منه .احساس کردم تمام تناقضات فکریم کنار رفته و دارم در یک مسیر مشخص حرکت میکنم و مهم تر از همه اون شکی که ته دلم حس میشد یهو کنار کشید و جالب اینکه هیچ سعی ای نکردم این شکو با عباراتی از بین ببرم مثله یه دوست بام رفتار کرد . دو یا سه روز بعد احساس کردم ( همش احساس کردم شد ) خوب چیه احساس کردم دیگه نیاز دارم کتابی از نت بگیرم بخونم کتابیو دانلود کردم که که مهر تایید بر تمام این احساسات منم زد . اسم کتاب قدرت در درون ماست از لوییس ال هی

لوییس ال هی در مورد شک نظریه جالبی داره
او می گوید ذهن نیمه هوشیار در شبکه خورشیدی بدن ( شبکه پیچیده از رشته های عصبی است که احشا شکمی و شریان های بالای معده در محل اولین مهره کمر را در بر گرفته است ) ساکن است جایی که شما احساسات اصلی و درونی خویش را نگهداری میکنید . 

از دوران کودکی تا کنون تمام پیغام هایی را که دریافت کرده ایم همه و همه در قفسه های مخصوص در شبکه خورشیدی ذخیره شده اند. در آنجا پیغام رسان های کوچکی هستند و زمانی که ما فکر میکنیم یا تجربه ای به دست میاریم آن ها پیغام ها را به نقاط تعیین شده برده و در قفسه های مخصوص خود جای میدهند . در بسیاری از ما قفسه هایی هست که در آن از نوشته های مثل ( من به اندازه کافی لایق نیستم یا من خودمو دوست ندارم و .... ) پر شده است .

برخی از ما کاملا تحت نفوذ این عقاید هستیم . به همین ترتیب هنگامی که تلقین می کنیم و با تاکید می گوییم ( من بی نظیر هستم یا من خودمو دوست دارم و .... ) پیغام رسان ها آنها را می خوانند و بررسی میکنند که باید به کدام قفسه برده شوند . در این قسمت شک وارد عمل می شود و تفکر شما را به نزد ذهن خودآگاه می برد و می پرسد این چیست ؟ تو قبلا عادت به گفتن چیزهای دیگر داشتی . اینجا در خودآگاه می توان به 2 صورت عمل کرد می توانیم بگوییم : بله شما درست می گویید من به درد نخور هستم و لیاقت ندارم متاسفانه پیغام درستی نبود و اینجاست که شک همچنان به کارش ادامه می دهد و کنار نمی رود و افکار جدید سرگردان می مانند .

و در صورت دوم می توانیم به شک بگوییم : افکارهایی که الان در قفسه ها جای دارن قدیمی هستند و دیگر نیازی به آنها ندارم و حالا پیغام و حرف جدید من این است . و اینجاست که شک افکار جدید را جایگزین افکار قدیمی می کند و باور که در ضمیر ناخودآگاه وجود دارد پدید می آید .

پس شک در ضمیر خودآگاه ماست و کارش تفکیک افکاره و باور در ضمیر ناخودآگاه ما و کارش رساندن ما به خاسته هامون .
بیایید تردید و شک را به عنوان یک دوست در نظر بگیریم نه یک دشمن و از او به عنوان کنجکاوی هایش ممنون باشیم .

[ پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 22:14 ] [ شمیم ]

سجاد:


با سلام خدمت همه دوستان گلم و شمیم خانم با اجازه همتون می خوایم ی بحث ادامه دار توی وبلاگ در مورد خدا داشته باشیم دلم می خواد بچه ها همتون همکاری کنید.

بچه ها حتما توی تبلیغات تلویزیونی شنیدید که میگه بابای من بانک داره بانک شخصی داره ..حالا منم می خوام توی این وبلاگ از خدای خودم تبلیغ کنم منم خدا دارم منم خدای شخصی دارم ! آیا شما خدای شخصی دارید؟ آیا می تونید با خداتون ارتباط برقرار کنید؟


بیزارم از آن کهنه خدایی که تو داری هر لحظه مرا تازه خدایی دگرست.
بچه ها من لاییک و وهابی نیستم بچه ها مشکل ما اینه که ما نمی تونیم با خدامون ارتباط برقرار کنیم اگه ما بتونیم خدامونو اونطور که باورش داریم تصورش کنیم راحتتر می تونیم به خواسته هامون برسیم .

سوال اساسی:

به راستی خدای شما چه شکلیه؟؟؟
حتما میگید وااا سجاد مگه خدا شکل داره؟؟ اجازه بدید. توی پست بعدی جوابشو بدم اما قبلش بذارید من از خدایی که خودم دارم بگم .
بچه ها خدای که من تصور میکنم اینجوریه که یه آدم قوی هیکل که لباس کوهنوردی تنشه و با پوتین همیشه حالت آماده باش به من کمک می کنه انگشت سبابش توی کل دست من جا میشه و و 

نکته : خود مفهوم خدا را برای خودت انتخاب کن.

[ شنبه سی و یکم فروردین 1392 ] [ 22:2 ] [ شمیم ]
نگین:

من یک دختر36 ساله هستم و هنوز ازدواج نکردم. روزی که با وب شمیم جان آشنا شدم بسیار خسته و دلتنگ بودم. کارم و عشقم را از دست داده بودم و خواستگار دیگری هم نداشتم. خودم ، ظاهرم و موقعیت و خانواده ام را دوست نداشتم. دایم با دید انتقادی به همه چیز نگاه میکردم و جهان هستی دایم برای من دردسر درست میکرد.

داستانهای این وب شمیم جانو که خوندم روحیه تازه ای گرفتم اما واقعا گیج بودم. همش میخواستم از نو زندگیم را شروع کنم ولی دایم گیج میشدم. تا اینکه یه مطلب مستانه جون زد به اسم خویشتن دوستی. من خیلی خوشم اومد. بالاخره مستانه جونو توی چت پیدا کردم و مدتها باهاش حرف میزدم. من یاد گرفتم که چه جوری خودمو دوس داشته باشم.

شروع کردم ذهنمو پاک کردم از همه فکرای منفی و به درد نخور. شروع کردم به گفتن عبارتهای تاکیدی. مستانه بهم گفت که از عبارت من خودمو عاشقانه دوس دارم استفاده کنم. منم روزی شاید500 یا 600بار تکرار میکردم . و دایم تکرار میکردم من فوق العاده خوشگل و جذاب هستم. و با کمک مستانه جون شروع کردم به کشف نکته های مثبت خودم. هر شب برای خودم 10مورد سپاسگذاری می نوشتم. مثلا من نگین از خودم سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم که فوق العاده موفق سربلند و محبوب هستم وبعد از هر عبارت به خودم تو آینه نگاه میکرد و میگفتم سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم .

خیلی احساس خوبی داشتم . تصمیم گرفتم دیگه از هیچ کس انتقاد نکنم و هروقت از جلوی آینه رد میشم یه حرف خوب به خودم بزنم. یه چله گرفتم و بعد از این مدت نمیدونید که من چقدر زیبا شدم و اینقدر اعتماد به نفسم بالا رفته که به هیچ وجه دیگه آرایش هم نمیکنم . منی که اصلا بدون آرایش پامو از در خونه بیرون نمیذاشتم. و نگاههای تحسین برانگیز مردمو میبینم. و اینکه فوق العاده جوونتر از سن واقعیم نشون میدم . روابطم با همه عالی شد . و دارم با یه مرد خوب ازدواج میکنم.

دوستای خوبم میخوام بگم که اگه خودتونو دوس داشته باشین و حس خوبی به خودتون داشته باشین دنیا همون حس خوبو هزاران برابر به سمتتون برمیگردونه.
من از شمیم مهربون به خاطر این وب عالی و پر از امید و مستانه عزیزم که راهو بهم نشون داد و با حرفای خوب و دقیقش کمک کرد تشکر میکنم. مستانه دوست خوبم دوست دارم و بهت مدیونم.

نگین


برچسب‌ها: دوست داشتن خود
[ جمعه سی ام فروردین 1392 ] [ 13:26 ] [ شمیم ]
سجاد:


هدفهای شما چه هستند امید دارید به کجا برسید؟
یکی از بزرگترین امتیازات هدف گذاری این است که سبب می شود تا شما در جهت تغییر در زندگی خود را کنترل کنید:
بچه ها ما به توانمندی مجهز هستیم که می تونیم به هر هدفی که برای خود تعیین می کنیم برسیم بزرگترین مسئولیتی که در قبال خودمون داریم اینه که تا حد امکان وقت بگذاریم تا بدونیم دقیقا چه خواسته ای داریم و چگونه به بهترین شکل می تونیم بهش برسیم .

اشتیاق سوزان :

اگر می خواهید به هدفی برسید باید اشتیاق سوزان داشته باشید اگر به مدت کافی چیزی را بخواهید و به اندازه کافی بکوشید می توانید به خواسته خود برسید. به شرطی که اولا: مشخص کنیم دقیقا چه خواسته ای داریم دوما: مشخص کنیم که برای رسیدن به این خواستمون چه بهایی حاضریم بپردازیم.

رویاهای بزرگ:

فقط رویاهای بزرگ می توانند روح انسان را به حرکت در بیاورند در مورد زندگی دلخواهمون فکر کنیم در مورد رقم حساب بانکی
بچه ها برای اینکه رویاهاتون به حقیقت بپیونده باید رویا داشته باشید.
در تصور آینده محدودیتی وجود نداره اگر آزاد بودید چه زندگی داشتید؟
خود را 5سال جلو ببریم مجسم کنیم 5سال گذشته و زندگی من کامله خب حالا زندگیم چگونه است؟ چه میکنم؟درآمدم چقده؟ حساب بانکیم چ رقمی توشه؟ به چه سبکی زندگی میکنم؟
بچه ها تصویری از اینده بلند مدتتون خلق کنید. برا خودتون چشم انداز تعریف کنید و اینم بگم هرچه تصویر سازی این چشم انداز واضحتر باشه پیشرفت شمام سریعتر خواهد بود
این تصویر سازی یه حسن خیلی خوب داره اینه که وقتی شما تصویری از آینده برا خودت می سازید مثبت تر شادتر و مصمم تر خواهید بود.

اولین گام به سوی موفقیت اعتماد به نفسه 

گذشته رو بدون هیچ تاسفی بپذیریم با اعتماد به نفس زمان حال رو بگذرونیم و بدون ترس برای آینده آماده بشیم ایمان رو برای خودمون نگه داریم و ترس رو به گوشه ای بیندازیم......شکهایمان را باور نکنیم و هیچ موقع به باور هامون شک نکنیم .
بچه ها زندگی شگفت انگیزه اگر بدونیم چطور زندگی کنیم شطرنج بازیه قشنگه اگر قوانین بازی رو بدونی اگه ندونی مزخرفترین بازی برات میشه لطفا قوانین زندگیتونو یاد بگیرید و لذت ببرید.

این جمله رو که ختم کلامه منه همیشه آویزه گوشتون کنید ....دنیا به شایستگی ها پاسخ می دهد نه به آرزوها پس شایسته آرزوهایتان باشید...

همتونو دوست دارم

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:10 ] [ شمیم ]
شما ثروت را چطور تعریف می کنید؟ ثروت برای شما چه معنایی دارد؟ آیا ثروت به معنی داشتن خانه ی چند میلیون دلاری با یک پارکینگ جداگانه که با ماشینهای عجیب و غریب پر شده است می باشد؟ آیا به معنی داشتن یک تجارت بسیار بزرگ و موفق است؟ آیا به معنی داشتن یک خانواده ی خوشبخت متعادل است؟ یا به معنی داشتن حساب بانکی پر پولی است که با حساب بانکی اُپرا وینفری رقابت کند؟

آیا ثروت به معنی انتخاب کردن یکی از موارد بالاست یا اینکه قادر باشید تمام آنها را داشته باشید؟

یادم می آید وقتی فیلم "راز" نمایش داده شد با یکی از دوستانم در مورد آن بحث می کردیم و او گفت از فیلم خوشش نیامده چون فیلم شدیداً روی پول تمرکز کرده است و برای کسی مثل او که در مسیر رشد روحی قرار داشت و فکرش فراتر از مسائل مالی بود چندان خوشایند نبود .

من از او خواستم بیشتر در این مورد توضیح بدهد و فهمیدم که باور قلبی او این بود که وقتی در مسیر سفر روحی قرار دارد دیگر به مسائل مالی هیچ علاقه ای نشان نمی دهد، در نتیجه آن چیزی که فیلم "راز" به او نشان می داد برایش پوچ و بی معنی بود.

این ایده به نظرم جالب آمد و بیشتر راجع به آن فکر کردم، دچار سردرگمی شده بودم که آیا در هنگام رشد شخصی و روحی باید افکار مربوط به پول را کاملاً کنار بگذارم یا نه، و به این جواب رسیدم: خدای من! نه! پول رو به من نشون بده!


اغلب در زندگی، مردم به اشتباه فکر می کنند که در مورد آن چیزهایی که می توانند داشته باشند و می خواهند به دست بیاورند محدودیت وجود دارد. بیشتر مردم تمایل دارند اینگونه فکر کنند که زندگی یعنی انتخاب چیزهایی که باید از دست بدهند نه آن چیزهایی که باید تجربه کنند. آنها باورشان این است که فقط می توانند تعداد کمی از چیزهایی که دوست دارند داشته باشند را بدست آورند و اجازه ندارند همه ی آنها را با هم داشته باشند. من خواهش می کنم این فکر و باور را عوض کنید!

زندگی یعنی فراوانی در تمام زمینه ها. جیمز رِی

آیا فکر می کنید که اگر می خواهید انسان مذهبی/ روحانیِ خوبی باشید پس باید از نظر مالی ضعیف باشید؟ آیا فکر می کنید به این دلیل به این دنیا آمده اید تا به خاطر گناهان گذشته تان آزار ببینید؟ این افکار و باورها هیچ خدمتی به شما نمی کنند، زندگی به این معنی نیست که هر چقدر تجربهء خوب برایمان پیش آمد همان قدر کافیست. ما فقط به این دنیا نیامده ایم که از "آن چند" اتفاق خوب لذت ببریم، ما خالق و آفریننده ایم و می توانیم تک تک چیزهایی که در تصورمان می گنجد خلق کرده و تجربه شان کنیم.



هر چیزی که ذهن انسان بتواند درک کرده و باور کند، دست یافتنی است. ناپلئون هیل

فقط چون کسی به شما گفته که نمی توانید بیشتر از این داشته باشید خودتان را به یک زندگی حد متوسط محدود نکنید. اگر با این طرز فکر زندگی می کنید که نباید تمام آن چیزهایی را که می خواهید داشته باشید طلب کنید یعنی به باورهای محدود کننده از طرف دیگران (والدین/معلمان/راهنماها/دوستان/رئیس/ همکاران و ...) که بر شما تحمیل شده است اجازه داده اید در وجود شما لنگر بیندازند.

شاید آن زمان که در حال بزرگ شدن بودید این جمله ها زیاد به گوشتان خورده باشد « او فکر می کنه کیه! ، داشتن ِ این همه پول گناهه!.» یا « اون لیاقت زندگی تو همچین خونه ی بزرگی رو نداره!» یا «پول که علف خرس نیست.» یا « پول، ریشه ی همه ی مشکلاته.»
این جمله ها، شما را در همان جایی که هستید نگه می دارد، اغلب والدینتان نمی خواهند شما به جایی برسید که خودشان ترسیده اند به آنجا برسند، حتماً این جمله را هم شنیده اید « هیچ کس تو فامیل ما این کارو نکرده، این رو نداشته، اونجا نرفته، ...، پس تو چرا میخوای این کارو بکنی؟»

از دست آنها ناراحت نشوید، آنها هم با باورهایی که دیگران بر آنها تحمیل کرده اند بزرگ شده اند، در عوض شکرگزار باشید که شما اکنون در زمان و موقعیتی قرار دارید که می توانید تغییر ایجاد کنید، افکار پوسیده را رها کنید و زندگی متفاوتی را تحربه کنید. پیله را پاره کنید، اولین کسی باشید که آن باورهای محدود کننده را پشت سر می گذارد. ریسک انجام دادن کاری را به جان بخرید که تا به حال هیچ کس در فامیلتان جرأت انجام آن را نداشته است، می توانید تمام آن چیزهایی که می بینید و دوست دارید داشته باشید را بدست آورید، لیاقت داشتن تمام آنها را دارید، پول، ماشین، خانه، رابطه ی عالی، سلامتی، لیاقت همه ی اینها را دارید، و تمام اینها حاضر و آماده منتظر شما هستند تا قلب و ذهنتان را بگشایید و آنها را درخواست کنید.

مثل الیور تویست باشید؛ اولین کسی که جرأت کرد، جلو رفت، کاسه اش را بالا گرفت و گفت: «می تونم کمی بیشتر داشته باشم، لطفاً؟»


کارول کینگ

[ یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 ] [ 12:16 ] [ شمیم ]

سجاد:


اینکه معمولا می گویند .. من اینجوری هستم.. عبارتی است که آرزوهارو نابود می کنه
برای اینکه عمیقترین و پرشتاب ترین رشد را در کیفیت زندگیتان داشته باشید لازم است که تغییر مسیر بدهید و هویت خودتان را گسترش دهید
بچه ها همه ما بارها تصمیم گرفتیم تغییر خاص و بزرگی در زندگیمون درست کنیم اما موفق نشدیم راستی چرا موفق نشدیم؟؟ موفق نشدیم چون مشکل این بوده که ما سعی کردیم احساس یا رفتاری از خود بروز بدیم که با هویتی که ما برای خود قایل هستیم ناسازگار است ..
تصمیم بگیریم ببینیم چه کسی هستیم

آهای آقای که می خوای دکتر بشی شخصیت ی دکترو داشته باش ادای یه دکترو در بیار آهای خانمی که می خوای میلیاردر بشی شخصیت یه میلیاردرو بگیر و و و

سوالهای اساسی:

آیا هویت خود را آگاهانه انتخاب می کنید یا این هویت بر اساس گفته های دیگران، وقایع مهم زندگی و یا سایر عوامل ناخواسته و نا آگاهانه بر شما اثر گذاشته؟؟؟؟
رفتارهای ثابتی که به آن عادت کرده اید و پایه هویت شما هستند، کدامند؟؟
لازم است که الان بدونی چه کسی هستی نه اینکه در آینده چه کسی می خواهی باشی
من چه کسی هستم در حال حاضر: ما گذشته مان نیستیم بعضی ها تعریفی که از خود می کنند ریشه از گذشته و ریشه در شکستهای گذشته تعریف می کنند.
نکات مثبت درباره خودم من آنم که می گویم.

...من معمولا در طراحی پارچه ای که به من داده اند چه می کنم؟ آیا زیر آن مخفی میشم؟ یا قالیچه پرنده ای با آن می سازم ؟؟
من این پارچه را آنچنان طراحی می کنم که خاطرات مثبت و نیرو بخش در مرکز آن شاهکار باشد.
تعییر هویت شادترین، جادویی ترین و رها بخش ترین تجارب زتدگی است
خودت را بشکاف و ببین چه کسی هستی روی یه کاغذ بنویس

بچه ها نکته نکته::

برای هر چیزی که می خواهید بدست بیاورید اول باید بفهمید که چه کسی می خواهید بشوید فکر کن که آیا باید بیشتر اجتماعی و معاشرتی بشوید یا احساسی تر بشوید، رمانتیک تر شوید، پرروتر شوید؟؟

اگر می خواهید زندگیتون تغییر کند به گونه ای زندگی کنید که انگار شخصیتی مردمی هستید. فکر کنید یک شخصیت مردمی چگونه زندگی می کنه؟ چگونه با دیگران رفتار می کنید.
اگر بتوانید همان کسی بشوید که خودتان می خواهید در آن صورت هویت شما چه مشخصاتی خواهد داشت؟

...آیا کسی هست که مشخصات دلخواه منو داشته باشه؟
در عالم خیال همون سفر احساسی در قالب شخصیتی فرو برویم و مجسم کنیم که چگونه تتفس می کند چگونه راه می رود چگونه چگونه چگونه
باید به چیزای خوبی که در وجودمون هست چیزای خوبتری اضافه کنیم
بچه ها خودمونو هر گونه فرض کنیم همون میشیم این نیروی ایمان است


نتیجه:

اگر تصمیم بگیریم که طرز فکر، احساس، اعمال ما شایسته آن کسی باشد که می خواهیم باشیم مبدل به آن کس می شویم بچه ها شبیه نه دقیقا خود آن شخص

[ جمعه بیست و سوم فروردین 1392 ] [ 19:36 ] [ شمیم ]


وقتی می خواهید باصطلاح ((تصمیم مسلمی)) بگیرید و یا موقعی که راه حل مسئله ای را که در پیش دارید پیدا نمی کنید تا شروع به تفکر سازنده درباره آن بنمایید ، چنانچه در موقع تفکر دچار ترس و واهمه شوید به معنی حقیقی کلمه نمی توانید فکر کنید زیرا تفکر واقعی آزاد از ترس و واهمه است.
ذیلا تکنیک ساده ای را که می توانید به منظور کسب هدایت درباره این موضوع مورد استفاده قرار بدهید ذکر مینمایم:

فکر خود را آرام و بدن را بیحرکت نگه دارید و به تن خود بگویید به حالت استراحت در آید. بدن شما ناگزیر است اطاعت کند زیرا دارای اراده و ابتکار و مجهز به هوش خودآگاه نیست. تن شما یک صفحه عاطفی است که باور ها و معتقدات شما را ضبط می کند. توجه خود را تجهیز کرده و فکر خود را برای حل مشکلی در پیش دارید ، متمرکز سازیر و بکوشید مشکل را به کمک شعور خودآگاه حل کنید. بعد فکر لحظه ای باشید که وقتی راه حل کامل را پیدا می کنید چقدر خوشحال خواهید شد!

احساسی را که در موقع دریافت پاسخ کامل حس می کنید بنظر آورید. بگذارید ذهن شما با آرامش با این وضع کنار آید. سپس بخواب بروید. موقعی که از خواب برخاستید و دیدید هنوز جوابی دریافت نکرده اید ، خود را با یک کار دیگر سرگرم کنید. محتملا وقتی با یک کار دیگر مشغول شدید پاسخ مانند یک قطعه نان تست که خود بخود از دستگاه تست به خارج پرتاب می شود ، خود بخود به ذهنتان خواهد آمد و در پیش رویتان قرار خواهد گرفت.
برای دریافت جواب از ضمیر باطن ، ساده ترین راه بهترین راه است. حال بگذارید مثال دیگری را از نظرتان بگذرانم. یک بار که یک انگشتر را گم کردم و این انگشتر دارای ارزش خانوادگی بود ، همه جا را گشتم ولی آن را پیدا نکردم. هنگام شب چنانکه گویی با یک کس دیگری حرف میزنم گفتم: ((تو از همه چیز خبر داری ، تو می دانی انگشتر کجاست. حالا باید به من بگویی که انگشتر کجاست.))

صبح روز بعد ناگهان بیدار شدم و دیدم صدایی در گوشم طنین می اندازد و می گوید: ((از روبر بپرس)) بنظرم خیلی عجیب آمد که یک چنین سوالی را از "روبر" بپرسم. "روبر" پسر بچه سه ساله ای بیش نبود. بهر حال از صدای درونی خود اطاعت کردم و از "روبر" پرسیدم آیا او انگشتر را در جایی دیده است. روبر گفت: ((بله ، من آن را موقع بازی با بچه های دیگر در حیاط خانه پیدا کردم و آن را روی نیمکت خود در اطاقم گذاشتم. چون فکر می کردم چیز با ارزشی نیست درباره آن به شما حرفی نزدم.))
چنانچه شما به ضمیر باطن خود اعتماد کنید همیشه به شما پاسخ خواهد داد.

راز هدایت

راز هدایت شدن و یا دست به یک عمل صحیح زدن در این است که شما تا زمانی که پاسخ در درونتان راه پیدا نکرده است ذهنا در جستجوری دریافت پاسخ صحیح باشید. این پاسخ بصورت احساس و یا آگاهی درونی و یا اجبار مقاومت ناپذیری که شما در یک چنین وضعیتی دچارش خواهید بود و خواهید دانست که می دانید ، بروز خواهد کرد. شما اکنون به حدی از این قدرت بهره گرفته اید که اکنون قدرت شروع به بهره گرفتن از شما خواهد نمود ، وقتی با تبعیت از حکمت درونی ذاتی که در وحود شما نهفته است به فعالیت بپردازید ممکن نیست قدمی بردارید که خطا از کار در آید. در این صورت در خواهید یافت که تمام راه هایی که طی می کنید پسندیده و توام با آرامش است.

از کتاب قدرت فکر نوشته ژوزف مورفی


مطلب از محمد

[ جمعه بیست و سوم فروردین 1392 ] [ 12:23 ] [ شمیم ]

می دانستید می توانید با استفاده از قانون جذب نمرات عالی آشکار کنید؟ من قسم می خورم که می توانید! چند گام ساده برای آشکار ساختن نمرات عالی در امتحانات، و تکالیف درسی وجود دارد که من خودم آنها را امتحان کرده و جواب گرفته ام.

1. درستان را مطالعه کنید اما خودتان را خسته نکنید. اغلب اوقات خودم درسم را فقط به مدت 2-3 ساعت مطالعه می کنم و مخصوصاً قبل از خواب این کار را انجام می دهم. چون این کار باعث می شود که ذهن نیمه هوشیارم با حافظه ی کوتاه مدتم همکاری کند تا بهتر مطالب خوانده شده را به یاد آورم.

2. ارتعاشتان را بالا ببرید! این خیلی مهم است. بعد از یه مدت که مطالعه کردید از جایتان بلند شوید و کمی پیاده روی کنید، چند تا توپ به درون دروازه شوت کنید، یا مدیتیشن کنید. صبح روزی که خودم امتحان داشتم زودتر از خواب بیدار می شدم و کمی یوگا و مدیتیشن می کردم تا هم سطح ارتعاشی ام را بالا ببرم و هم انرژی های مسدود شده را در خودم از بین ببرم.

3. سعی کنید غذای گیاهی بخورید. برای اینکه انرژی تان قبل از امتحان خالص و پاکیزه بماند، غذاهای سبک با پایه ی گیاهی بخورید، یا نوشیدنی های مقوی بنوشید. این کار کمک می کند ارتعاشتان تشدید شده و  در جذب نمرات عالی و دلخواهتان موفق شوید.

4. خودتان را مجسم کنید که در امتحان بالاترین و عالی ترین نمره را گرفته اید. وقتی تجسم می کنید خودتان را آزاد بگذارید تا تمام جسمتان آن را حس کند. بگذارید آن حسِ راحتی خیال را که از دیدن نمره ی عالی به شما دست می دهد واقعاً حس کنید. آن حس غرور و افتخار به خود را که از گرفتن نمره ی عالی به شما دست می دهد حس کنید. تصور کنید که دارید این خبر خوب را (گرفتن نمره ی عالی) به دوستان و خانواده تان می دهید. نمره ی دلخواهتان را چنان تجسم کنید که انگار از قبل آن را گرفته اید.

5. و سرانجام، از خدا، کائنات، قدرت برترتان، و نیز از خودتان به خاطر داشتن این نیروی شگفت انگیز برای آشکار کردن نمرات عالی تشکر کنید. به گونه ای حس قدرشناسی داشته باشید که گویی همین حالا نتایج دلخواهتان را کسب کرده اید. قبل از امتحان این جمله را بنویسید و با خود بگویید " خدایا، برای اینکه کمکم می کنی امتحانم را عالی بدهم متشکرم." این جمله یک جمله ی ایمانی است در مقابل جمله ی پر از ترسِ " خدایا، خواهش می کنم کمکم کن امتحانم را خوب بدهم." جمله ی اول به شما قدرت می دهد تا عالی ترین نتیجه را خلق کنید، و جمله ی دوم فقط نتایج منفی را به خاطر وجود ترس برایتان به همراه می آورد.


وقتی امتحان دارید دو گام آخر را چندبار انجام دهید. هر چه بیشتر روی این قصد و منظور که از قبل نمرات عالی را کسب کرده اید پافشاری کنید، ارتعاشتان بالاتر رفته و نمره ی دلخواه را آشکار خواهید کرد. 

با پیروی از این چند گام ساده، قادر خواهید بود با کمک قانون جذب بهترین نمره ها را که در تصورتان می آید آشکار کنید. شما فقط توسط باورهایتان محدود می شوید ولی با ایمان به قدرت تان می توانید شریک خوبی برای کائنات در خلق خواسته هایتان باشید!!

ویکتوریا کورنادو


برچسب‌ها: تحصیل
[ پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 ] [ 11:50 ] [ شمیم ]

سلام شمیم عزیزم.
بابت همه زحمات و راهنمایی هات بازهم تشکر میکنم.
و دیگه اینکه من این مطلب رو یه جا خوندم و چند روزی هم هست که خودم انجامش دادم اینجام مینویسم که اگر دوست داشتی بذاری توی سایت تا بقیه دوستان هم بتونند به عنوان یه تکنیک ازش استفاده کنند، انشاا.. که همه مون نتیجه میگیریم..

متخصص فنگ شوی خانم “الن وایتهارست” میگه: میتونید از تکنیک زیر برای بهبود و اصلاح تمام جنبه های زندگیتون و بخصوص جذب همسر مورد علاقه تون استفاده کنید: 

حالا اگه میخواین مرد ایده آل تون رو جذب کنید: هر چی بیشتر و واضح تر به فرد ایده آل تون فکر کنید، کائنات اون فرد رو آسون تر به زندگی شما هدایت خواهد کرد. با یک خودکار قرمز روی یک کاغذ سفید ، لیست تمامی مشخصاتی که دوست دارید فرد مورد نظرتون داشته باشه رو بنویسید. آیا دوست دارید اون فرد مردی جذاب باشه یا ترجیح می دید مردی ماجراجوو زیرک باشه؟ آیا دوست دارید اون فرد بعد از ظهرها بیکار باشه تا بتوانید با هم به گردش و سینما برید یا ترجیح می دید مرد زندگی تون ، ‌فردی پرمشغله و موفق باشه؟ هر چیزی که در ذهن دارید رو روی کاغذ بیارید. بعد هم کاغذتون رو داخل یک جعبه ی نقره ای بذارید و جعبه رو در جایی از اتاق تون قرار بدید که بتونید به سادگی اون رو مشاهده کنید ؛ بذارید ۴۹ روز جعبه در اتاق تون باشه. زندگی شما زودتر از اون که فکرش رو بکنید تغییر خواهد کرد!
امیدوارم که همین طور باشه و همه نتیجه بگیریم.


مطلب از مینا

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 22:23 ] [ شمیم ]

سجاد:

آیا ما انرژی میفرستیم یا جهان و کاینات. امروز می خوام ی مطلب مهم اشاره کنم درباره این بحث ک چگونه مغز ما و کاینات در تعامل هستن:

بچه ها خدا یا همون کاینات (با توجه ب درک هر کسی درباره اجابت کنندش) بهترینا رو برای ما حلق کرده از پول و ماشین و خونه همسر گرفته تا هر چیزی ک فکرشو کنی و طی تدبیری ک داره راهو. باز گذاشته برای رسیدن ما بهشون :چطوری من بهشون برسم ؟؟کو کجاست این راهه؟؟چرا من نمیبینمش؟؟
هدف کاینات خلق زندگی رویایی برای ماست
خب حالا نقش مغز و ذهن ما چیه نقش فرکانسا چیه؟
نکته مهم همینجاست نقش ما اینه ک این وسط دنبال اون بهترینایی باشیم ک برامون در نظر گرفته شده نقش مغز ما سفارش بهترینا رو دادنه بچه ها کاینات مسیرش مشخصه خوشبختی و کمال ما انسانهاست همانطوری ک خدا گفته من شمارو برای کمال و دنیارو برای تو خلق کردم پس برای ما بدیو زندگی پست در نظر گرفته نشده »»اون راهه کجاست ««
ما با ذهنو احساسمون باید سفارش بدیم بهترینارو
خانمی ک دنبال شوهر ایده الی خدا بهترین همسرو برات قرار داده پس با فکرت بهش برس خانم گل خودتو درگیر روابط احساسی نکن منطقی تصمیم بگیرید بعصی روابط واقعا ب صلاح ما نیست اما ما می خوام ب زور ب هر قیمتی شده ب عشقمون برسیم بابا خدا چیز بهتری برامون در نظر داره
در مورد پول گفتم ک خدا دنیا رو برا ما خلق کرده چرا من میلیونر نباشم
احساس خوب رمز رسیدن ب همه اون بهتریناست احساس خوب همون راهه هست
تعامل همین بود

[ یکشنبه هجدهم فروردین 1392 ] [ 15:39 ] [ شمیم ]
سجاد:

سلام بر همه دوستان گلم امروز می خوام طریقه درست نوشتن چک راز و یاد بدم.

من با صحبتایی ک با بچه ها می کردم می دیدم ک همه توی زمان و تاریخ چک مشکل دارن بنوعی منتظرن اول پول دستشون بیاد. مطمئن بشن ک پول از کجا قراره برسه بعد همون تاریخ بذارن ک این اشتباهه محضه چون شما با این کارتون برا کائنات تعیین تکلیف می کنید حالا اصول درستو بهتون میگم.

قدم اول چک راز و همین الان ک دارید این متنو می خونید بیارید و تاریخ امروز و اسم خودتونو بنویسید روش. بچه ها دقت کنید، تاریخ همین الانو بذارید.

قدم دوم مبلغه بچه ها؛ مبلغ و ملموس بذارید. یه مبلغ ک براتون قابل احساس باشه برا احتیاجتون چک سفارش بدید. خب این فقط چک نوشتن بود اما مطلب مهم برا وصول شدنش مونده.

خب گفتم مبلغی مملموس برای رفع احتیاج خب مبلغ رفع احتیاج یعنی چی؟
یعنی شما برا نیازتون چک بکشید. مثلا من پول برا خرید یه بی ام و سدان کم دارم مثلا من صد میلیون کم دارم حالا میام مبلغ نیازمو که همون صد تومن هست می ذارم روی چک.

خب حالا ک این کارارو انجام دادم چک ب حساب منه یعنی پوله عملا در حساب منه خب من وقتی پول توی حسابم باشه عقلم حکم میکنه ک حالا پول جوره برو خرید. برو بی ام و تو بخر. خب ی سفر احساسی میکنم و میرم نمایشگاه اتومبیل و برا خرید. انگار ک الان واقعی دارم خرید می کنم چونه میزنم روی رنگ پسندم نمیشه رو سیستم ترمزش ایراد میگیرم هرچی ک ب من احساس داشتن صد تومنو بده.

چکو جایی بذارید ک چشماتون روی اون باز بشه هنوزم هست ک بعدا میگم تقدیم ب غلامرضا و آیدا عزیزم

اضافه شد:

حالا ک چکو نوشتی و برا مبلغ احتیاجت نوشتی همین امروز ک نوشتی دو جای متفاوت برو ب سفر احساسیت خب این سفر احساسیو تا کی انجام بدیم؟ بچه ها سفر احساسیو تا یک هفته مرتب کار کنین بعدش رها کنین دیگه اصلا بهش فکر نکنین و منتظر باشید. لطفا شک نکنید لطفا ناامید نشید پوله پشت دره !
بچه ها پول از همین امروز ک چکو نوشتید توی حسابتونه پس باهاش رفع احتیاج کنید بازم تاکید میکنم مبلغ چک و برا نیازتون بنویسید ک بتونید احساسش کنید.
همه تونو دوست دارم


برچسب‌ها: پول
[ جمعه شانزدهم فروردین 1392 ] [ 10:10 ] [ شمیم ]

افرادی که درباره ی قانون جذب شنیده اند و می خواهند با استفاده از آن رویاهایشان را آشکار سازند اغلب اهداف خاصی در ذهن دارند. آنها پول بیشتر، شغل بهتر و خانه ای زیباتر می خواهند. معمول ترین پرسشی که از من می شود این است « چگونه با استفاده از قانون جذب عشق را جذب کنم؟» یا «آیا آشکار ساختن عشق ممکن است؟»

پاسخ این پرسشها بسیار ساده است. قانون جذب برای متجلی ساختن هر آنچه که می خواهید کار می کند به شرطی که از فرمولش استفاده کنید.

خب، فرمول چیست؟ درخواست - باور - رها کردن - دریافت.

اما پیش از آنکه به سراغ فرمول برویم و عشق را به زندگیمان جذب کنیم چند کار اساسی و پایه ای وجود دارد که باید ابتدا آنها را به انجام برسانیم. برای تمام مواردی که می خواهید آشکار کنید ابتدا باید پیش از شروع، پاکسازی را انجام دهید. پاکسازی یعنی ذهن شما باید از تمام روابط اضافیِ گذشته پاک شده باشد، مطمئن شوید که هیچ احساس منفی ای مثل ترس یا شک و تردید شما را از جذب مرد/زن رویاهایتان دور نمی کند. در اینجا چند راهکار برای پاکسازی به شما نشان می دهم:

* به میزان خویشتن دوستی خود دقت کنید.

مدت زمانی را به تأمل و اندیشه در مورد کشف احساساتتان نسبت به خود اختصاص دهید، ببینید آیا واقعاً خودتان را دوست دارید، آیا خودتان را عالی می دانید، آیا فکر می کنید که انسان دوست داشتنی و ارزشمندی هستید.

* از میزان خویشتن دوستی تان یادداشت تهیه کنید.

کاغذی بردارید و روی آن تمام چیزهای خوبی که در مورد شما صدق می کند بنویسید، بنویسید که چقدر مهربان و دلسوز هستید، چقدر باهوشید، چه دندانهای زیبایی دارید، چه پاهای خوش تراشی دارید، چه انسان شفیق و غمخواری هستید، چقدر احساساتی هستید، چه شنونده ی خوبی هستید، چه همسر خوبی می توانید اختیار کنید، چقدر شایسته ی عشق هستید، چقدر در کارهای باغبانی، لوله کشی، نویسندگی، سخنرانی و ... مهارت دارید، هر نکته ی خوبی که به نظرتان در شما صدق می کند روی کاغذ بنویسید. توجه داشته باشید که اگر شما واقعاً به چیزهایی که در مورد خودتان نوشتید ایمان داشته باشید فرآیند آشکارسازی بسیار سریعتر اتفاق می افتد.

* باور کنید که آماده اید.

این کاغذ را همیشه همراه خودتان داشته باشید تا زمانی که حقیقتاً باور کنید که شما تمام آن چیزهایی هستید که روی کاغذ نوشته اید. خودتان را متقاعد سازید که شخصی با اعتماد به نفس، ارزشمند و آماده ی دریافت عشق هستید. این مرحله به طور اساسی شما را برای دریافت عشق آماده می سازد و مرحله ی بسیار مهمیست چون اگر شما عاشق خودتان نشوید قادر نخواهید بود عشق را به زندگیتان جذب کنید. اولین عشقبازیِ شما باید با شخص خودتان باشد.

پس از مرحله ی پاکسازی آماده خواهید بود که درخواستتان را برای دریافت عشق به کائنات ارائه دهید. برای این کار شما باید کاملاً نسبت به نوع رابطه یا ویژگیهای آن شخص که می خواهید جذبش کنید مطمئن و شفاف باشید. اگر در این مورد شفاف و واضح نباشید پیامهای پیچیده ای را به کائنات می فرستید و در نتیجه مجموعه ای از افراد مختلف با ویژگیهای مختلف را به سمت خود جذب خواهید کرد. یادتان باشد که بیان قانون جذب این است: مشابه، مشابه را جذب می کند، هر فکری که به کائنات ارسال کنید همان را دریافت می کنید.

* درخواست

از آرزویتان یادداشت تهیه کنید.

کاغذ دیگری بردارید و این بار روی آن تمام ویژگیهای شخص دلخواهتان را که دوست دارید جذبش کنید بنویسید؛ تا آنجا که می توانید واضح و دقیق بنویسید. توصیفاتتان مثبت باشد؛ نگذارید هیچ کلمه ی منفی ای در لیستتان وارد شود. مثلاً اینطور ننویسید «من دوست ندارم شریک زندگی ام سوء استفاده گر باشد» در عوض بنویسید «همسر ایده آل من مهربان و حمایتگر است.» خصوصیات شخص مورد دلخواهتان را با تمام جزئیاتش بنویسید، هر چه نسبت به خواسته تان شفاف تر و دقیق تر باشید برای کائنات فرستادن چنین شخصی به سمت شما راحت تر خواهد شد.

* چیزهایی را که نمی خواهید فراموش کنید.

اغلب وقتی مردم آرزویشان را درخواست می دهند، بلافاصله شروع می کنند به بازگویی لیستی از چیزهایی که نمی خواهند داشته باشند. مردم اغلب نسبت به چیزهایی که نمی خواهند شدیداً دقیق عمل می کنند و زمان زیادی را صرف تاسف خوردن بابت آن چیزها می کنند. به همین دلیل است که به طور مرتب دچار روابطی از یک نوع می شوند، آنها چیزی را به دست می آورند که بیشتر روی آن تمرکز کرده اند و تمرکزشان نیز روی چیزهایی است که نمی خواهند. بنابراین اگر می خواهید با موفقیت شخص ایده آلتان را آشکار کنید باید تمام چیزهایی را که نمی خواهید فراموش کرده و انرژیتان را روی چیزهایی که می خواهید بگذارید.

* باور

این قسمت در واقع مرحله ی چالش برانگیزی است، اما اگر مرحله ی پاکسازی را انجام داده باشید و واقعاً باور کرده باشید که انسانی ارزشمند و آماده ی دریافت عشق هستید این مرحله سریع پیش می رود. در این مرحله بالا نگهداشتن سطح ارتعاشی تان بسیار اهمیت دارد. به عبارت دیگر تا آنجا که می توانید مثبت و متمرکز بمانید. اگر هر زمانی افکار منفی به ذهن شما هجوم آوردند، بلافاصله افکارتان را تغییر داده و به چیزی مثبت فکر کنید، سعی کنید حال و هوایتان را شاد و سبک نگهدارید، همچنان تمرکزتان را حفظ کرده و فقط به این فکر کنید که چقدر عالی خواهد بود وقتی که شریک ایده آلتان را ملاقات کنید.

* نقش بازی کنید.

باور کنید که از قبل شخصی را که می خواهید باقی عمرتان را با او بگذرانید ملاقات کرده اید و طوری رفتار کنید که انگار او با شماست، منظورم این است که، آن را تجسم کنید، احساسات و هیجانات تان را حس کنید، آزادانه تصور کنید که وقتی آن اتفاق می افتد شما چه احساسی دارید. کائنات با احساسات سروکار دارد و اگر شما انرژیتان را روی احساسات مثبت متمرکز کنید سطح ارتعاشی تان خیلی زود بالا می رود.

* رها کنید.

آماده ساز و فراموش کن

من مرحله ی رها سازی را مرحله ی «آماده ساز و فراموش کن» نام نهاده ام چون این دقیقاً همان کاریست که باید بکنید. شما پیش از این، مرحله ی پاکسازی را انجام داده اید، پس دقیقاً می دانید چه می خواهید، شما آرزویتان را درخواست داده اید و به مالکیت درآمدن آن را احساس کرده اید، پس آن را «آماده کرده اید»، حالا نوبت «فراموش کردن» آن است. اگر به مغازه ای بروید و تختی سفارش دهید دیگر روز بعد به همان مغازه نخواهید رفت تا دوباره سفارشتان را تکرار کنید. پس سفارش شما الان در دستان کائنات است، شما الان باید رها کنید و اجازه دهید کائنات آن را به شما برساند، آنچه که در دنیای نادیدنی هاست به دنیای دیدنی ها بیاید.

مرتب کائنات را چک نکنید که چرا سفارشتان هنوز نرسیده است، این کار به کائنات اعلام می کند که شما باور ندارید و این افکار جلوی فرآیند جذب را می گیرد. وقتتان را صرف این نکنید که خواسته تان کِی و چگونه برآورده می شود چون این افکار نشان دهنده ی فقدان باور و ایمان است. آرام باشید، مثبت بمانید و بگذارید کائنات آرزویتان را به شیوه ای که خودش درست می داند به شما برساند. این کار را تا زمانی که خواسته تان متجلی شود  انجام دهید.

* دریافت

ورود غیر منتظره

وقتی تمام مراحل بالا را با موفقیت انجام دادید دیگر راه برای دریافت آرزویتان باز شده است، اغلب اوقات با نشانه های کوچکی شروع می شود، مثلاً ممکن است شما خریدهایتان را همیشه از یک مغازه ی خاص انجام دهید و حالا به دلایلی با نشانه ها یا رهنمودهایی از طرف کائنات مواجه می شوید که احساس می کنید باید به مغازه ی دیگری بروید، با نشانه ها مقابله نکنید، با آنها همراه شوید، به احتمال زیاد دلیل این نشانه خیلی زود برایتان آشکار خواهد شد. مشتاقِ دریافت بودن به اندازه ی تمام مراحل قبلی که به آنها اشاره کردم مهم است. اگر به خودِ برترتان، کائنات، خدا، الله، بودا ... یا هر چیزی که شما به عنوان قدرت برتر قبولش دارید گوش نسپارید، آن چیزی را که قرار است به شما تقدیم شود از دست خواهید داد.

این یک دستور جدی است: آرام بمانید و آرزویتان را به کائنات بسپارید، تنها و تنها در این صورت است که آماده ی دریافت رابطه و عشقی که واقعاً لیاقتش را دارید خواهید شد. قانون جذب 24 ساعت از 7 شبانه روز از 365 روزِ کل سال را کار میکند، برای هیچ کس متوقف نمی شود و شما با دانستن و استفاده از فرمول آشکار سازی خواسته ها به راحتی می توانید از این قدرت خارق العاده برای خلق کردن آن نوع زندگی و عشقی که هیمشه آرزویش را داشتید بهره ببرید.

[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 15:19 ] [ شمیم ]
سلام، شاید این مطلب براتون تکراری باشه و از قبل روش کار و طریقه استفاده از این قانون رو بدونید ولی من معتقدم در دل هر مطلب تکراری ای باز هم نکته یا نکاتی پنهانه که یهو مثل برق آدمو می گیره. پس اگر دوست داشتید این مطلب رو بخونید.

گامها:

1. ذهنتان را آرام کنید. به مدت 5 تا 10 دقیقه مدیتیشن کنید. این کار قدرت مغز را افزایش داده و ذهنتان را در حالت آرامش نگاه می دارد. این گام اختیاری است ولی پیشنهاد می شود انجام دهید.

2. در مورد آنچه می خواهید، مطمئن باشید و وقتی تصمیمتان را گرفتید دیگر شک نکنید. یادتان باشد که شما در حال ارسال پیامی به کائنات هستید که توسط افکارتان مخابره می شوند و در نتیجه به افکار پاسخ می دهند. دقیقاً بدانید که چه می خواهید. اگر شفاف/مطمئن نباشید، کائنات فرکانس نامشخصی دریافت می کند و نتایج ناخواسته برایتان می فرستد. پس مطمئن شوید که نسبت به آنچیزی که می خواهید میل و اشتیاق قوی دارید.

3. از کائنات درخواست کنید. درخواست کنید. لازم نیست حتماً صحبت کنید یا از کلمات استفاده کنید چون کائنات آن را نمی شنود. تصویری از آنچه که می خواهید برای کائنات بفرستید. کائنات پاسخ خواهد داد. آن چیز را طوری ببینید که انگار مال شماست. تصورش کنید. هرچه تصویر سازیتان با جزئیات بیشتری باشد، بهتر است. اگر بازی کامپیوتری خاصی می خواهید، ببینید که نشسته اید و دارید بازی می کنید. بازیهای مورد علاقه تان را بازی کنید، کنسول را لمس کنید. اگر شخص خاصی هست که به او علاقه دارید، ببینید که با او قدم می زنید، لمسش می کنید، نوازشش می کنید، یا حتی او را می بوسید.

4. آرزویتان را بنویسید. با این جمله شروع کنید "من خوشحال و شکرگزارم که ... " و جمله یا پاراگرافتان را با گفتن آن چیزی که می خواهید به کائنات تمام کنید. جمله را به زمان حال بنویسید طوری که انگار همین الان آن را دارید. از جملات منفی استفاده نکنید. هر روز تا زمانی که آرزویتان به حقیقت بپیوندد، چشمانتان را ببندید و آرزویتان را تجسم کنید بگونه ای که انگار همین حالا اتفاق افتاده است.

5. احساسش کنید. به شیوه ای رفتار کنید که وقتی خواسته تان را به دست آوردید رفتار می کنید. باید به گونه ای صحبت کنید، عمل کنید، و فکر کنید که گویی هم اکنون آن را دریافت کرده اید. حقیقتاً این مهمترین و قدرتمندترین مرحله در بکارگیری قانون جذب است زیرا کار از اینجا آغاز می شود، و گاهی وقتها وقتی این کار را انجام بدهید نسبت به خواسته تان احساس بی نیازی می کنید چون احساس می کنید که از قبل آن را دارید! و سپس کائنات این فکر و این احساس را آشکار می کند و شما آن را دریافت می کنید.

6. شکرگزاری کنید. تمام چیزهایی که کائنات به شما داده است را یادداشت کنید. بابت تمام چیزهایی که اکنون دارید و تمام آن چیزهایی که کائنات به شما داده است سپاسگزاری کنید. کائنات کارهای زیادی برای ما انجام داده است. شکرگزاری کردن از کائنات باعث می شود کائنات انگیزه ی بیشتری پیدا کند تا کارهای بیشتری برایمان انجام دهد و چیزهای بیشتری به سمت زندگیمان روانه سازد. اگر شما یک بار مورد آزار قرار گرفتید و آن شخص دیگر از کارش دست کشید، یک مورد برای شکرگزاری دارید. اگر کسی که به او علاقه دارید نیز به شما علاقه دارد، یا اگر به شما علاقه ندارد و از طرفی هم عاشقش را به طرفتان نمی فرستد که حسابتان را برسد، باز هم باید از کائنات تشکر کنید. حتی برای این مقاله هم باید از کائنات تشکر کنید. قدردانی کردن از کائنات به آن قدرت می دهد تا خواسته هایتان را سریعتر آشکار کند.

7. به کائنات اعتماد کنید. یک دنیای فرعی را تصور کنید که تقریباً درست مثل دنیای واقعیست اما خواسته های درست و قلبی شما را بلافاصله برآورده می سازد. خودتان را در آن دنیا ببینید، دنیایی که هر چه از کائنات بخواهید بلافاصله به شما می دهد. در جستجوی آنچه درخواست کردید نباشید؛ اینجاست که مردم افتضاح به بار می آورند. اگر چشم به راه آن رویدادی باشید که از طریق آن خواسته تان آشکار می شود، تنها دارید به کائنات اعلام می کنید که آن خواسته را ندارید و قرار است جذبش کنید... یعنی الان مال شما نیست. صبور باشید. اگر این خواسته ها به سرعت برآورده نشدند ناراحت نشوید. نگران "چگونه" روی دادن آنها نباشید. بگذارید کائنات آن را برایتان انجام دهد. اگر وظیفه ی کائنات را در «چگونه» برآورده شدن آرزوها بر عهده بگیرید، این نشان دهنده ی فقدان ایمان شماست و شما دارید به کائناتی که دانش و آگاهی و قدرت بیشتری نسبت به انسان دارد می گویید که چه کار باید بکند.


* مطلب بعدی : استفاده از قانون جذب برای پیدا کردن عشق

[ جمعه نهم فروردین 1392 ] [ 14:6 ] [ شمیم ]
عباس منش عزیزم میگه :
جواب همه سوالات درون شماست ... بله ! تمامی پاسخ ها درون ماست ....
اصلا جهان درون ماست ...

وقتی ما می بینیم که پاسخ رو درون خود داریم شگفت زده میشیم
این تکنیک , در عین حال که بسیار ساده به نظر میاد ولی بی نهایت قدرتمند ست ...
تمامی پاسخ رو از ضمیر نا خوداگاه شما میکشه بیرون ....
ولی بعد از کشف پاسخ , باید دست به عمل بزنیم ... بله ! دست به عمل ..
دیگه نیازی نیست پیش مشاور , روانشناس , دوستای مختلف و .... بریم و التماس کنیم که تورو خدا به دادم برس مشکل دارم سردرگمم , حیرانم , نمیدونم مشکل از کجاست

میخوایم دست به کار بشیم و یک خونه تکونی جانانه در درونمون صورت بدیم ...
ابزار لازم برای تکاندن درون:
یک عدد مداد , و یک عدد کاغذ

خب اماده اید ...
روی کاغذ درباره مساله ات سوال بنویس ...مثلا اینجوری :
چرا نمیتونم به راحتی ازدواج کنم ؟
چرا نمی تونم به راحتی عشق خو را بیابم ؟
سپس بدون هیچ فکری 5 پاسخ اولیه که به ذهنتان میرسد رو بر روی کاغذ بیارید
خب کاغذ رو نگه دار ! ...و به پاسخ هایت فکر کن .... پاسخ ها از درون و ضمیرناخوداگاهت پرت شده بیرون ...
بعد روز بعد ...از صمیمی ترین دوستت یا هر کسی که به تو و خلق تو نزدیکی داره ...
همین سوال رو بپرس ... مثلا اینجوری :
یاسی به نظرت چرا من نمیتونم ازدواج کنم ؟
باز پاسخ باید 5 تا باشد ....

خب ! به همین راحتی ضمیر ناخوداگاه شما با شما حرف زد ....
الان عزیزم تو پاسخ ها رو داری ... دیگه نیازی نیست دنبال جواب سوالت خودت رو به استهلاک جسمی و روحی برسونی ...

خب وقت به پاسخت رسیدی می بینی که کار چقد راحت شده و میدونی در کدام قسمت خودت و زندگیت دست به عمل بزنی ...

عزیزم ... اینقد نگو بختم بسته ست ... طلسم شدم ... جادو شدم ...
نگید ... نگید .. نگید ...
عزیزم طلسم چیه ! جادو چیه ! ... تو اشرف مخلوقاتی .. توجانشین خدایی بر روی زمین ...
وقتی اینجور میگی یعنی قشنگ داری به خدا میگی نه تو قدرت داری نه من ...
خب دیگه ! بجنبید ... دست به کار بشین ... من میخوام بیام عروسیتون ... شوخی هم ندارم ... دلم کییییلیییلللیلیییلییلیی میخواد


خواندن این کامنت برای افراد زیر 28 سال ممنوع می باشد


برچسب‌ها: کشفیات راندا برن
[ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 ] [ 21:38 ] [ شمیم ]

*ليوان آب و مشكلات زندگي*

استادی در شروع کلاس درس خود، لیوانی پر از آب به دست گرفت و آن را بالا گرفت که همه ببینند. سپس از شاگردان پرسید : به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان هر كدام نظري دادند. استاد گفت : من هم بدون وزن کردن نمی دانم دقیقا وزنش چقدر است. اما سوال من این است : اگر من این لیوان را چند دقیقه همین طور نگه دارم چه اتفاقی می افتد؟ یکی از شاگردان گفت : دستتان کم کم درد می گیرد. حق با توست... حالا اگر یک روز تمام آنرا نگه دارم چه؟ شاگرد دیگر گفت : دستتان بی حس می شود . عضلات به شدت تحت فشار قرار می گیرند و فلج می شوند و مطمئنا کارتان به بیمارستان خواهد کشید. استاد گفت : خیلی خوب، ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟ شاگردان جواب دادند: نه. 

چه چیز باعث فشار روی عضلات می شود؟ در عوض من باید چه بکنم؟
شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت : لیوان را زمین بگذارید استاد گفت : دقیقا".
مشکلات زندگی هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید اشکالی ندارد . اما اگر مدت طولانی تری به آن ها فکر کنید به درد خواهید آمد. اگر بیشتر از آن نگه شان دارید فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام هیچ کاری نخواهید بود. فکر کردن به مشکلات زندگی مهم است ... اما مهم تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرید. هر روز صبح سر حال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مساله و چالشی که برایتان پیش می آید برآیید.

مطلب از آقا شهرام

[ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 ] [ 21:15 ] [ شمیم ]

مستانه:


همه ما خواسته های زیادی داریم . خواسته های مختلف . هر کدام از ما راه وشیوه ای برای رسیدن به خواسته هایش دارد و گاهی بعضیها چون نا امید شده اند کلا خواسته ها و آرزوهایشان را سرکوب یا رها میکنند. ما برای رسیدن به خواسته هایمان تجسم می کنیم ، عبارت تاکیدی می گوییم ، تابلو تجسم درست می کنیم و تلاشهای دیگر. گاهی برای رسید به مثلا ماشین دلخواهمان از صبح تا شب کار میکنیم..........
پس چرا با اینهمه تلاش جواب نمی گیریم یا وقتی به خواسته مان رسیدیم از نفس می افتیم و آن آرزو جذابیتش را برایمان از دست می دهد؟


حتی بین مشهورترین و ثروتمندترین افراد دنیا هستند کسانی که با اینهمه شهرت و ثروت احساس خوشبختی نمی کنند. راه حل اول و آخر رسیدن به خواسته ها و آرزوها و احساس رضایت ، خویشتن دوستی است. از هر راهی که برویم بازهم برمی گردیم به خویشتن دوستی.........

آرام عزیز اعتقاد دارد که خداوند با عشق بدون قید و شرط ما را آفریده است و وقتی او با اینهمه عظمت عاشق ماست پس چرا ما خودمان را دوست نداشته باشیم؟ من با این عقیده 100% موافقم. حالا با یک سوال روبرو هستیم که خویشتن دوستی چگونه به دست می آید. شاید فکر کنید که با تکرار جملاتی مثل من خودم را دوست دارم یا من دوست داشتنی هستم. این یکی از شیوه هاست اما تا وقتی این جملات بدون احساسات قلبی تکرار شود هیچ نتیجه ای حاصل نمی شود. خیلی راحت است که ادعا کنیم که من تا بی نهایت خویشتن دوستی دارم ، پس چرا خود را اسیر شرایط ، لحظه ها یا افراد می کنیم؟

خویشتن دوستی یعنی ما همیشه و همه جا از خودمان بطور کامل حمایت کنیم. باید به خودمان احساساتمان وقتمان و بدنمان بها دهیم. چرا وقتی کار دارید یا خسته اید به دوستتان اجازه می دهید که 3ساعت پای تلفن وقت شما را بگیرد ؟ چرا به نیازهای بدنتان مثل خستگی گرسنگی و..... توجه نمی کنید؟ چرا وقت ، انرژی و احساس خود را صرف کسانی می کنید که فقط انرژیتان را تحلیل می برند؟ تمام اینها با خویشتن دوستی منافات دارد.

خویشتن دوستی یعنی پذیرفتن خودتان به همین شکلی که هستید . یعنی بخشیدن و رها کردن گذشته و خودتان. و بخشیدن دیگران. تا زمانی که دایم به رفتارهای غیرمنصفانه ای که درگذشته نسبت به شما شده فکر میکنید و کینه در دل نگه می دارید فقط و فقط مقدار بیشتری از همان رفتارها را وارد زندگیتان می کنید و این کینه ها سدی می شوند برای رسیدن به خواسته هایتان. پس بخشایش قدمی است برای رسیدن به خویشتن دوستی.

خویشتن دوستی یعنی بیرون رفتن از روابط ناسالم، یعنی از خودتان به هیچ وجه انتقاد نکنید ، یعنی برای توجیه رفتار نامناسب دیگران به خودتان دروغ نگویید، یعنی قضاوت نکنید ، یعنی با همه با احترام برخورد کنید، یعنی با دل باز پذیرای عشق باشید ، یعنی شاد باشید ، یعنی الگوهای کهنه را رها کنید . شبها که لیست شکرگزاری می نویسید از خودتان هم تشکر کنید. دایم از خود سوال کنید که آیا این کار ، این فرد ، این موقعیت در جهت خویشتن دوستی من است؟ یادتان باشد که مردم برای شما حکم آیینه را دارند و به شما نشان می دهند که چگونه با خودتان رفتار می کنید. گاهی ما معتقدیم که کسی مثلا عشقش را از مادریغ می کند اما واقعیت این است که ما خودمان عشق را از خودمان دریغ می کنیم . هرگاه می خواهید که افراد از شما قدردانی یا حمایت کنند خودتان این کار را برای خودتان انجام دهید. باز هم طبق نظر من و راندا و بقیه دوستان راه حل همه مسایل در خویشتن دوستی است.

***

دوست داشتن خود، یک ماجراجوئی هیجان انگیز است، مثل یاد گرفتن پرواز! در قسمت نظرات این پست از راه های دوست داشتن خودتون بگید، شما برای دوست داشتن خود، چه کارهایی می کنید؟


برچسب‌ها: دوست داشتن خود
[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 13:4 ] [ شمیم ]

یاسی ملقب به راندا برن (ایرانی):

سلام دوس جونام
من کشف کردم که چرا من در کمتر از یک ماه به هر 3 تا خواسته ام رسیدم ...
و صد البته که فیض خداوند هم شامل حالم بوده ست ...

یادتون هست گفتم من 10 میلیون میخوام جذب کنم ...
خب اقای دارسی بهم گفت زیر لفظی بهم میده ...
ولی دیشب دارسی بهم گفت : یاسی من اگه بخوام ده تومنو سر سفره عقد بهت بدم اونوقت ما مروج چشم و هم چشمی می شیم و این کار خدا پسندانه نیست ...
و شاید یک اقا پسری در فامیل من یا تو نداشته باشه که ده میلیون زیر لفظی بده . اونوقت مسبب این فاجعه ماییم
و گفت همین امروز ده تومنو میریزم به حسابت . منم قبول کردم اخه حرفش کاملا منطقی بود
و قرار شد سر سفره عقد زیرلفظی یک سرویس نقره بهم بده که خودم امروز انتخابش کردم ...
و خب امروز وقتی حسابم رو دیدم که ده میلیون عزیزم به این راحتی اومد پیشم واقعا به مهربانی کائنات و قدرت جذب ایمان اوردم ... بله !

و اما بعد ...

از ساعت 11 تا الان همش فکر میکردم به تحولی که در این یک ماه داشتم ...
به خواسته هام ... به خوشحالی هام ...
و به همه دوس جونام در وب شمیم جونم ...
حاصل چند ساعت تفکر عمیق من کشف شماره 11 ست
با من همراه شوید در کشف شماره 11 ...

کشف شماره 11 پرده از اسرار راز کاملا برداشت ...
برای اینکه بتونیم به هر خواسته ای فوری برسیم باید از درون کاملا ارامش داشته باشیم ... بله ! ارامش !
اگر ذره ای استرس و نگرانی داشته باشم خواسته ما چند قدم از ما دور میشه
و اگر این استرس و نگرانی مدتش طولانی تر بشه , خواسته ما هم دورتر و دورتر میشه
امروز تصادفی کتاب اسکاول شین رو باز کردم , البته تصادفی که نه , در حین تفکر
یهویی گفتم برم اسکاول شین باز کنم بینم چی میگه ای خانم شین

بعد نیت کردم و کتاب رو باز کردم ... ایشون گفتند که :
وقتی دریا ارام باشد , کشتی ها از راه می رسند ...
واااای خدا جونم ! این جمله هزارو یک معنی داره هااااا
دریا نماد افکار و درون انسان ست ...
پس کشف شماره 11 پرده برداشت از همه اسرار جهان

کشف شماره 11 من میگه :
وقتی از درون ارام باشی ... همه موهبت ها بدون هیچ تاخیری به سمت تو میاد
دقیقا بدون هیچ تاخیری ...
هر تاخیری از جانب افکار و درون اشفته خودمون هست
اگه همه راه ها رو بریم .. تجسم ... عبارت تاکیدی ... و کلا همه تکنیک ها
و مدام ازین کتاب به اون کتاب
ولی اگه با استرس باشه که ای خدا پس کی ؟
و هی انتظار و هی انتظار ...
با عرض پوزش میگم ... ببخشیدا ... ولی دیر به خواستمون می رسیم .
بله اینطوریاست !

حالا باز هم با من همراه بشید دوس جونام تا بگم من چطوری استرس و نگرانی رو از خودم دور کردم
من کاملا رها و آزادم !

خدایا متشکرم ... خیلی دوستت دارم , میدونی که ؟
هزارویک شاخه گل واسه خدا جونم

دوس جونام کشف شماره 11 همچنان ادامه داره
منو همراهی کنید ... متشکرم

کشف شماره 11 من , پرده برداشت از همه اسرار جهان

حالا ادامه کشف ...
خب دیشب گفتیم که باید دریا ( افکار و درون انسان ) ارام باشد تا کشتی ها از راه برسند ...
حال سوال اینه :
چطوری باید دریا ارام باشه ... تا همه موهبت ها بدون هیچ تاخیری و زحمتی به سمت ما بیاد و در زندگی همیشه شاد و شنگول باشیم ...

ایا راهی هست ؟؟؟
بله ! بله ! بله ! چرا که نه ....
راهی که تمام دروازه های خیر و خوشی رو به رومون باز میکنه ...
راهی که باعث میشه شغل دلخواه , همسفری عالی , بدون هیچ تاخیری و زحمتی به سمت ما بیاد ...
راهی که باعث میشه میشه همیشه سلامتی داشته باشیم ...
راهی که باعث میشه پول همیه از راه های شگفت انگیز به سمت ما بیاد ....
راهی که باعث میشه همیشه برای همه جذاب و دلربا باشیم ....
راهی که باعث میشه همیشه حلقه ای از بهترین ادما در اطراف ما باشه ...
راهای که باعث میشه همه ادما عاشقمون بشن و
برای به دست اوردنمون دوئل کنند واااااای ای حال میده یه عالمه خاطر خواه داشته باشی
راهی که باعث میشه همیشه همسفر شما به شما عاشقانه نگاه کنه , گویی که به ملکه زیبایی جهان دسترسی پیدا کرده
و صد البته که همه ما ملکه ایم ... بله ! ملکه !

خب باز هم با من همراه بشید لطفا , تا بتونم با اشتیاق بیشتر از کشف شماره 11 بگم ...

کشف شماره 11 پرده برداشت از همه اسرار جهان

حال اون راهی که ما رو سریع و اسون به همه چی می رسونه و زندگی رویایی ما رو رقم میزنه و باعث میشه استرس و نگرانی از ما دور بشه
و راحت , راحت , کشتی ها را به سمت ما میاره چی هست ؟
ایا واقعا راهی هست ؟
بله عزیزم ! هست ! هست !
راه در این است :
دوست داشتن خود ....
دوست داشتن عاشقانه خود ...

عباس منش عزیزم میگه : :
وقتی خودت را دوست نداری چگونه انتظار داری جهان هستی تو را دوست بدارد ...
وقتی خودت را دوست نداری چگونه انتظار داری ارزوهایت سریع به سمت تو پرواز کنند ...
وقتی خودت را دوست نداری , چگونه انتظار داری بهترین ها به سراغ تو بیاید ؟ ...
هاااااااا ؟

وقتی خودت را دوست نداری , چگونه می خواهی دریا آرام باشد تا کشتی ها به سمتت بیاید ؟

کشف شماره 11 به راستی که پرده برداشت از همه اسرار جهان
خب ممکنه الان خیلی از دوس جونام بگن ما خودمون رو دوست داریم....
خب خدا رو شکر...
ولی من میخوام واستون بگم که من چه جوری خودمو دوست دارم ....
دوست داشتن خود ... چیزی فراتر از اینه که به زبان بگیم من خودمو دوست دارم ... یا هی از خودمون تعریف کنیم ....
یه جمله پر مغزی هست که میگه : دو صد گفته , چون نیم کردار نیست ....




برچسب‌ها: کشفیات راندا برن
[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 14:37 ] [ شمیم ]

یاسی ملقب به راندا برن (ایرانی):

دوس جونام
کشف شماره 3 حدودا 40 روز پیش اتفاق افتاد ....
ولی من جوری دارم می نویسم که مثلا انگار دیروز اتفاق افتاده ...
میخوام صحنه ها رو بازسازی کنم ....

خب من اعتراف می کنم علاقه زیادی به پول دارم ....
ولی به هیچ عنوان وابستگی به پول ندارم ...
کلا به هیچ چیزی وابستگی ندارم ... تنها وابستگی من در این دنیای قشنگ ولی فانی , پدرم و مادرم بودند ...
ولی از موقعی که دیدگاهم رو تا حدودی نسبت به مرگ عوض کردم ... وابستگی هم کم شده ....
از تمام لحظه ها لذت می برم ....
حتی در اوج گریه هم یادم میاد زندگی بسیار زیباست و یهویی یه چیز خنده دار یادم میفته و میخندم ...
جهان هستی خیلی با من همکاری صمیمانه داره ...
حتی در گریه ها هم هوامو داره



و اما بعد ...
اگر در زندگی با هر نوع مشکل مالی دست و پنجه نرم می کنیم ...
تنها یک دلیل داره ....
جایی در جهان درونی ما , انرژی مون مسدود شده و راه اومدن پول رو به زندگیمون متوقف کرده ست
و اما از راه های بیشماری ما قادریم این راه های مسدود شده رو که قطعا خودمون با افکارمون یا اعمالمون به وجود اوردیم رو باز کنیم ...
یکی از راه هایی که من پیدا کردم , که بسیار بسیار راه بی زحمت ولی در عین حال خداپسندانه ای ست ...
منجر به نوشتن کشف شماره 3 شد ...

دوس جونام
من یاسی , هیشکی رو تشویق به انجام دادن کشف شماره 3 نمی کنم ...
مگر اینکه خودتون بخواید ...

من امروز ساعت 10 صبح ,50 هزار تومان به یک موسسه خیریه واریز کردم ...
و امشب 500 هزار تومان کادو گیرم اومد ... 10 تا چک پول 50 تومنی در یک پاکت قرمز خیییییییییییییلی ناز از طرف عمویم

اصل کشفم ....
باز هم گفته های عباس منش رو مرور می کنیم :
هیچ چیز در این دنیا تصادفی و اتفاقی نیست ...
جهان بیرون شما , بازتاب جهان درون شماست ....
اگر هر قانونی را به درستی انجام دهید ,به سرعت ان قانون به شما جواب
می دهد ... بله ! دقیقا به سرعت !


حالا خودم رو مرور میکنم ...
من که قبلنا هم به موسسه خیریه پول واریز کردم .. ولی هیچوقت به این سرعت چند برابرش گیرم نیومده که , اونم 10 برابر ...
اصلا گیرم نمیومد که ...
من کدوم قانون رو به درستی اجرا کردم که به این سرعت جواب داد ؟!!!
جریان چیه ؟!!!!
من چطوری راه رو واسه سرازیر شدن پول به زندگیم باز کردم ؟!!!
البته این یکی از ده ها راه ست ...
اصلا چطور عمویی که من سالی یک بار هم نمی بینمش , و ازون مهمتر عمویی که به خساست شهره عام و خاص هست , حاضر شده این مبلغ رو به من هدیه بده , اونم با عشق ؟!!!
و بدون هیچ مناسبتی !!!
یهویی عموی من اومد گفت یاسی همیشه دوست داشتم کادو تولدت یه چیزی بهت بدم ولی هیچ وقت نمیشد ... خوو منم گفتم :عه تولد من خیلی وقت پیش بود ... حالا که نیست ...
(این نمی شد منظورش این بود دلم نمیومد به پولام دست بزنم )
و من اولین کسی بودم در فامیل موفق شدم از ایشون کادو بگیرم
عمو جون ببخشیدااااا اینجوری پشت سرت حرف زدم ... اخه مجبورم داستانم رو عین واقعیت بگم ... بازم ببخشید
بگذریم ...

بعد از چند روز فکر کردن به کشف شماره 3 رسیدم ....

" قانون نیت "....
این قانون رو خودم کشف کردم ..... و به جای 7 قانون بزرگ جهان ازین به بعد بگیم :
8 قانون بزرگ جهان ....
بله ! بله ! اصلا هر کاری اولش با نیت شروع میشه ... هر کاری ...
اگر قانون نیت رو به درستی اجرا کنیم جهان هستی همکاری بسیار بسیار صمیمانه ای رو با ما شروع می کنه تا به سرعت برق و باد ما رو به سر منزل مقصود برساند .....
من قبلنا که پول به موسسه واریز میکردم .... نیتم این بود :
خدایا من دلم میسوزه واسه این بیچاره ها ... .....
واااااااااااااااای چه نیت اشتباهی داشتم هاااااااا
اخه خدا جونم به دلسوزی من و شماها احتیاجی نداره ....
خدا قدرت مطلق و قادر مطلق و بی نهایت بخشنده و مهربان...
انگار به خدا میگفتم : خدا ببین من دلم بیشتر از تو می سوزه ... من مهربون تر از توام هاااااا ....
در صورتی که خدا تنها چیزی که از ما میخواد اجرا کردن قانون شکرگزاری ست ...
شکرگزاری یعنی دیدن زیبایی ها ...
احترام به ذره ذره کائنات ....

دوس جونام
از وقتی با قانون شگرف شکر گزاری آشنا شدم در همه جنبه های زندگیم به وضوح تغییرات عجیبی رو دارم
می بینم ....
من آخرین بار به این نیت پول رو واریز کردم :
خدایا به خاطر تو من این پول رو میریزم چون تو اینقده به من نعمت دادی و میخوام اینجوری ازت سپاسگزاری کنم .... خدایا اعتراف میکنم بابت این همه نعمت هایی که به من داده ای ....
دقیقا همینو گفتم .... که شب اون اتفاق واسم افتاد ...

خوو قانون نیت ... یادتون باشه
"قانون نیت "کشف خودم هست و باید به اسم من ثبت بشه
حتی در نماز ... اولین اصل نیت درست کردن است ... حتی گفته شده اگه نیت درست نباشه ... نماز باطل هست ....
قانون نیت رو در همه جنبه های زندگی میتونیم به کار ببریم ....
و شاهد وقوع معجزات باشیم




برچسب‌ها: کشفیات راندا برن
[ جمعه هجدهم اسفند 1391 ] [ 21:16 ] [ شمیم ]
یاسی ملقب به راندا برن (ایرانی) :

خوو دوس جونام کشف شماره 9 من از مهمترین کشفای من هست ...
چون خودمم خیییییییییییییییییلیی ازش خوشم اومده و فهمیدم با این کشفم چطوری زندگی قشنگم رو قشنگ تر کنم ...
از وقتی اومدم وب شمیم جونم که الهی قربونش برم
فهمیدم خیلی ها در باور رسیدن به خواستشون مشکل دارند ... بله ! باور !
و منم که خدای باور کردنم
نمیدونمم چرا راحت باور میکنم خوو
فکر کنم قضیه ژنتیکیه ...

بعد این مدت همش به خودم میگفتم, خوو بعضیا مثل من باورشون قوی نیست پس تکلیف چیه ؟!
چون اونا هم حق دارن به خواسته هاشون زوده زود برسند !
یا به خودم میگفتم خدایا یعنی دیگه راهی هست که خیییییییییییییلی راحت تر از "باور" کردن باشه ؟ اره خدا جونم هست ؟؟؟
یا حتما باید ایمان قوی داشت ؟؟؟

خلاصه بعد از چند روز جواب کشف شد ...

راهی بسیار بسیار سریع و اسان , بدون زحمت , بدون کتاب خوندن , برای همه گروه سنی

دوس جونام اگه طالب رفتن به خونه بخت هستید با اقای دارسی تون , اونم به صورت موشکی ...
اگه طالب شغل هستید ...
اگه طالب زیبایی و جذابیت و دلربایی ... و یا ...
از ته ته ته دلتون وقتی می بینید یکی داره ازدواج میکنه خوشحال بشید ... رقص کنید .. پایکوبی کنید ...

میدونم الان خیلیا میگن ما خوشحال می شیم از ازدواج دیگران یا شغل دیگران یا هر نعمت دیگران ...
اره ! منم میدونم عزیزم خوشحال میشی !
میدونم قلب مهربونی داری !
منم که نگفتم خدا نکرده تو بد نیتی ! ...
ولی این خوشحالی که من بهش رسیدم چیزی که خودم کشفش کردم

من همین چند وقت پیش فهمیدم دوستم فهمیه عقد کرد اونم یهووویی ...
یعنی فکرشو بکنید ما فقط 10 روز از هم خبر نداشتیم ...
اونم یه اقای دارسی داشت ... بعد از 10 روز که دیدمش گفت عقد کردم
اونم اقای دارسیش گفته بود حاالا حالاها قصد ازدواج نداره و ...
یهوویی اومدن گفت بیا عقد کنیم
اقای دارسی اونم خییییییییییلی خوبه ...

باورتون نمیشه , به خدا , به جون بابام وقتی بهم گفت از خوشحالی اشکم سرازیر شد ... اینقده کل زدیم و رقصیدیم ... خلاصه قیامتی شده بود
شب موقع خواب همش میگفتم خدایا شکرت که فهیمه عقد کرد ... خدایا چقد تو نازی ...

و اما بعد ...
منم عین اون بختم باز شد ....
چون به جهان هستی اعلام کردم : ( البته اون موقع نمیدونستم دارم اعلام میکنم , بعد که کشفیدم فهمیدم ازدواج زودم از کجا آب خورده هااااا )
منم عین این میخوام ... یالاه جهان هستی , زود باش , زود
جهان هستی هم بهم گفت : چشم عزیزم ... حتما ... تو جون بخواه ...

حتی اگه خوشحال میشدم ولی به زبون به فهیمه میگفتم :
عه عقد کردی ؟ ایشالاه خوشبخت بشی !
بعد میومدم خونه هی به خدا جونم میگفتم : ای بخشکی شانس ! این فهیمه چه شانسی داشت هااا ... یا ای خدا پس کی نوبت من میشه ...
یا ای خدا ... ای خدا ....

باور کنید دوست جونام یاسی حالا حالاها نمی رفت خونه بخت ...
اینقده جهان هستی نازه ... اینقده مهربونه که نگووو ...

بی نهایت گل واسه جهان هستی


برچسب‌ها: کشفیات راندا برن
[ جمعه هجدهم اسفند 1391 ] [ 19:14 ] [ شمیم ]
یاسی ملقب به راندا برن (ایرانی) :

دوس جونام من 3 تا دفتر دارم که یکیش هست دفتر آرزوهام
دومی دفتر جذب هام ... و سومی هم دفتر کشف هام
از وقتی اومدم وب شمیم جونم 6 تا جذب داشتم و 8 تا کشف ...
خووو از کشفم بگم

من یه روزایی هست در طول زندگیم که مثلا سه یا 4 روز , همینجوری پشت سر هم واسم هدیه میاد , پول با مبالغ بالا , خبرای خوب پشت سر هم ...همیشه همه بهم میگفتند خیلی خوش شانسی ... همه ....
منم دیگه باورم شده بود خوش شانسم و اینا از شانس خوبمه ....

ولی الان قاطعانه اعلام میدارم هیچ شانسی وجود نداره
اینجور نیست یکی خوش شانس باشه و یکی بد شانس
همه چی به درون خود انسان بستگی داره

اصل کشفم :
چند روز پیش فهمیدیم یکی از دوستای مشترکمون یه کار بدی در حق منو دوستم کرده , دوستم وقتی داشت میگفت از بس حرص میخورد و ..... که نگو
منم حقیقتا شوکه شده بودم ..... اخه انتظار ازش نداشتم که
شب که خواستم بخوابم وقتی بهش فکر کردم دیدم اصلا نمیتونم ازش عصبانی که باشم هیچ ,تازه دلمم میسوخت که کاش مثلا طرز فکرشو عوض میکرد
یا به خودم میگفتم یاسی حالا مگه چی شده همه ما خطاکاریم هممون اشتباه میکنیم و ازین حرفا ...
باورتون نمیشه به خدا قسم یعنی از صبح اونروز تا چند روز پشت سر هم کادو گیرم میومد .... پول ... خبر خوب .... حتی راننده تاکسی هم به زور پول نمی گرفت میگفتم بابا پولتو بگیر میگفت آخه دختر چطور میتونم ازت پول بگیرم !!!! یه عالمه هم واسم دعا کرد واقعا دیگه داشتم شاخ در میاوردم ...
تا اینکه درسایی که از عباس منش یاد گرفتم یهویی اومد تو ذهنم که :
جهان بیرون بازتاب جهان درون شماست ... یا هر اتفاق بیرونی حتی اگه بخوری زمین یا انگشتت بسوزه یه دلیل درونی داره ...
یکدفه ای فهمیدم من چون آدما رو راحت می بخشم واسم این اتفاقا پیش میاد ...
بخشش ... جادوی بخشش ... ب خ ش ش
بخشش بی توقع ... نه از سر ترحم یا عجز ... از سر عشق تا درک انسانیت ...

دوس جونام میدونم خودتون اینا رو بهتر ازمن میدونید ولی من دوس دارم هم منو تشویق کنید تا کشفای بزرگتر انجام بدم هم اینکه انگار دوباره واسه خودم دارم تکرار میکنم
همتونو دوس دارم  

من بخشش رو در ذهنم اینجوری معنی کردم و نوشتم و زدم به آینه اتاقم که هر روز ببینمش :

بخشش = پاداش هایی فراتر از انتظار از جهان هستی ....

یعنی وقتی فکر میکنم چه هدیه هایی بزرگ قراره واسم بیاد اصلا نمیتونم از کسی برنجم ... همش یاد اون هدیه ها , خبرای خوب و پولای کلان میوفتم
من دارم جهان هستی رو گول میزنم

از همین جا اعلام میدارم هیشکی تو دنیا نمیتونه راندا رو ناراحت کنه حتی واسه چند دقیقه
چون من همش به اون چیزای خوب و کادو ها که فکر میکنمااا اصلا همه ناراحتی ها واسم بی معنی میشه
تازه نه تنها منو ناراحت نمیکنید بلکه بهم لطف هم میکنید
اخه عزیزم نمیدونید که من با بخشش شما چه کادوهایی گیرم میاد


برچسب‌ها: کشفیات راندا برن
[ پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 ] [ 14:1 ] [ شمیم ]

پادشاهی که بر یک کشور بزرگ حکومت می‌کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود. اما خود نیز علت را نمی‌دانست. روزی پادشاه در کاخ قدم می‌زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می‌کرد، صدای ترانه‌ای را شنید. به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می‌شد. پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: چرا این‌قدر شاد هستی؟ آشپز جواب داد: قربان، من فقط یک آشپز هستم، تلاش می‌کنم تا همسر و بچه‌ام را شاد کنم، ما خانه‌ای حصیری تهیه کرده‌ایم و به اندازه‌ی کافی خوراک و پوشاک داریم، بدین سبب من راضی و خوشحال هستم.

پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست‌وزیر در این مورد صحبت کرد. نخست‌وزیر به پادشاه گفت: قربان، این آشپز هنوز عضو گروه ۹۹ نیست. اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است. پادشاه با تعجب پرسید: گروه ۹۹ چیست؟

نخست‌وزیر جواب داد: اگر می‌خواهید بدانید که گروه ۹۹ چیست، باید کاری انجام دهید، یک کیسه با ۹۹ سکه‌ی طلا جلوی در خانه‌ی آشپز بگذارید، به زودی خواهید فهمید که گروه ۹۹ چیست.

پادشاه بر اساس حرف‌های نخست‌وزیر فرمان داد یک کیسه با ۹۹ سکه‌ی طلا را جلوی در خانه‌ی آشپز قرار دهند. آشپز پس از انجام کارها به خانه بازگشت و جلوی در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد. با دیدن سکه‌های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت. آشپز سکه‌های طلایی را روی میز گذاشت و آن‌ها را شمرد. ۹۹ سکه؟ آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد. ولی واقعا ۹۹ سکه بود. او تعجب کرد که چرا تنها ۹۹ سکه است و ۱۰۰ سکه نیست. فکر کرد که یک سکه‌ی دیگر کجاست؟

شروع به جستجوی سکه‌ی صدم کرد. اتاق‌ها و حتي حیاط را زیر و رو کرد. اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد. آشپز بسیار دل‌شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه‌ی طلایی دیگر به دست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یک صد سکه‌ی طلا برساند.

آن شب تا دیر وقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا او را بیدار نکرده‌اند . آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی‌خواند. او فقط تا حد توان کار می‌کرد. پادشاه نمی‌دانست که چرا این کیسه چنین بلایی بر سر آشپز آورده است و علت را از نخست‌وزیر پرسید.

نخست‌وزیر جواب داد: قربان، حالا این آشپز رسما به عضویت گروه ۹۹ درآمده است. اعضای گروه ۹۹ چنین افرادی هستند، آنان زیاد دارند اما راضی نیستند، تا آخرین حد توان کار می‌کنند تا بیشتر به دست آورند، می‌خواهند هر چه زودتر یک‌صد سکه را از آن خود کنند و این علت اصلی نگرانی‌ها و دردهای آن‌هاست. آن‌ها به همین سادگی شادی و رضایت را از دست می‌دهند و اعضای گروه ۹۹ نامیده می‌شوند.

مطلب از آقا سجاد

[ پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 ] [ 12:43 ] [ شمیم ]


رهایی به معنای خواستن در اوج رها کردن و رها کردن در اوج خواستن است.
وابستگی با تمرکز منافات دارد. هر وابستگی میدان فکری شما را اشغال می کند وشما را از تمرکز بر موضوعی دیگر باز می دارد.
رهایی یعنی کم کردن وابستگی های خود چه این وابستگی ذهنی و روانی باشدچه جسمی و مادی .
باید مدام در حال بخشیدن و رها شدن وآزاد شدن باشید و ذهن یوگی یک ذهن آزاد است یک ذهن رها در اوج آرامش. این رهایی به معنای ترک دنیا و لذت های مادی نیست بلکه به مفهوم لذت بردن از مواهب الهی بدون وابسته شدن به آنها است.
شادی خود را به وضعیت خاص و موقعیت های ویژه وابسته نکنید که اگر چنین باشد از این لحظه خود شادمان نیستید و همیشه در انتظار و افسوس به سر می برید. ممکن است بگویید انسان باید هدف داشته باشد و برای رسیدن به آن تلاش کند.
آیا خود هدف داشتن یک وابستگی نیست؟ تاکید می کنیم که باید هدفمند باشید و حتما اهدافی داشته باشید اما می گوییم که تمام آرامش و موفقیت و کامیابی و لذت و بهره مند خود را به دستیابی به هدف و زمان رسیدن به آن وابسته نکنید. همان قدر مشتاق و خواهان باشید که آماده ی رها کردن هستید.
 برخی از ما چنان به دنبال اهداف مادی خود می رویم که تمام زندگی این لحظه را بر خود حرام می کنیم و خودمان را از همه چیز محروم می کنیم تا به آن یک چیز برسیم و در این تلاش ،خود را چنان به در و دیوار می کوبیم و عصبی و پراضطرابیم که هیچ جای آرامش و لذت بهره مندی برای خود باقی نمی گذاریم.
گهگاه باید آرام شوید . از تلاش بازبایستید، میدان ذهنی را خالی کنید و آن را از عشق و شادمانی سرشار کنید. رها و آزاد شوید.
ذهن عصبی و درگیر و مضطرب  نمی تواند در هیچ چیز تمرکز کند حتی تمرکز
چنین ذهنی بر هدف و تلاش برای دستیابی به آن ، مطلوب و ایده آل نیست.
 تلاش کنید اما با آرامش. تقلا و خودکشی نکنید . این همان مفهوم رهایی است.
لحظاتی در روز آرام شوید، با تمرکز فوق العاده و آرام و پیوسته هم حرکت کنید.
به هیچ عنوان آرامش خود را به کسی و چیزی و جایی وابسته نکنید. نگویید فلان کس پیش من باشد،فلان چیز را داشته باشم ، فلان جا باشم ، آرام هستم. یادتان باشد منشا آرامش در درون شماست. زها و آزاد باشید. نگویید با او باشم، یا فلان جا باشم لذت می برم. یاد بگیرید از وجود و حضورتان و از درون الهی خود  لذت ببرید. رها باشید.
 
شما با رهایی، از هرگونه وابستگی ذهنی فاصله می گیرید و با تنفس عمیق،خیلی آسان به نهایت رهایی
می رسید.
یوگی ها تنفس عمیق را راه مؤثر رهایی می دانند.

مطلب از مونا

[ سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 ] [ 21:6 ] [ شمیم ]

امروز می خوام تفکرو دیدگاههای فقیر غنی رو درباره پول بنویسم.

طرز تفکر دو گروه درباره پول

1 تفکر ثروتمند..میگه من زندگیمو میسازم و عقابه تفکر فقیر زندگی بر او رخ میدهد و همیشه ته چاهه
2 ثروتمند بازی می کنه ک برنده باشه..اما فقیر باز میکنه ک نبازه
3 ثروتمند دنبال رشد پیشفت و صعوده اما فقیر دنبال امنیت ارامش و بقاست
4 ثروتمند ثروت می سازد با فکرش اما فقیر می خواهد ثروتمند شود و اه میکشد
5 ثروتمند ب فصتها می اندیشد اما فقیر ب مشکلات می اندیشد
6 ثروتمند با موفق ها می گردد اما فقیر با فقرا و منفی بافان میگردد
7 ثروتمند ب نتیجه کار فکر میکنه اما فقیر ب ساعت کار فکر میکنه....

حالا می خوام جملاتی بنویسم ک مغزو بترکونه درباره پول...........

1 من دقیقا میزان ثروتی را ک می خواهم می دانم و انرا می سازم
2 من از سقوط برای صعود استفاده میکنم
3 خدا ثروتمندان را دوست دارد ثروتمندان دعوت میشوند ب خانه خدا با پول می تونی جرمتو بخری زندان نری
4 من ب پول اهمیت می دهم من از امروز حتی ب یک ی ریالی بی احترامی نمیکنم
5 من گذشتمو ب اینده متصل نمیکنم
6 هرگز یک ثروتمند قربانی شما نخواهید پیدا کرد
7 یک گدا فقط ب گدای دیگر حسودی میکنه هر وقت بهتون حسودی کردن یک پله بیاید بالا آدمهای موفق بهم حسودی نمیکنن پس کنار موفقها بایست
8 دنبال تایید دیگران نباش خودت از خودت راضی باش
9 من مسئول شادی و خوشبختی خودم هستم
10 من هیچوقت ب پول بی احترامی نمیکنم هیچوقت نمیگم هزار تومن ارزشی نداره بده بره
11 ما ک این چیزای کوچیکو داریم چرا چیزای بزرگتر نداشته باشیم
12 نگو ندارم بگو چی دارم داشته هاتو شکر کن
13 از اد بزرگ چیز بزرگ بخواه اما از خدا چیزی بخواه ک برای همه می خواهی
14 برو نزد ثروتمندان و ببین چی کم داری باید بدونی پولدار چ وقت و کجا سرمایه گذاری میکنه
در پایان من ثروتمندان را تحسین میکنم من ثروتمندان را دعا میکنم من ثروتمندان را دوست دارم
من میروم ک یک ثروتمند باشم
تقدیم ب راندا عزیز

مطلب از آقا سجاد

[ سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 ] [ 13:51 ] [ شمیم ]

وقتی افکار منفی به ذهن شما هجوم می آورند یا می توانید مغلوب آنها شوید و بیشتر وبیشتر از همان فکر و احساس منفی را جذب کنید یا اینکه یاد بگیرید که ذهنتان را کنترل و آزاد کنید. افکار منفی می توانند احساسات منفی مثل اضطراب ، افسردگی ، عصبانیت یا رنج در ما ایجاد کنند . این افکار اتوماتیک هستند . بلا فاصله ما را آشفته و ناراحت می کنند و بدتر از همه ما آنها را باور می کنیم.

راه حل:

- تکنیک ابر : ذهنتان را مثل یک آسمان آبی و صاف تصور کنید . فکر منفی مثل تکه ای ابر است که مثلا از سمت راست وارد آسمان صاف ذهنتان می شود . خیلی ساده و بدون هیچ قضاوتی به این تکه ابر نگاه کنید تا از سمت چپ ذهنتان خارج ویا در افق محو شود.

- تکنیک درگیر نشدن با افکار منفی : افکار منفی تان را به شکل کلمات در ذهنتان تصور کنید و فقط چند لحظه آنها را بی هیچ قضاوتی مثل یک ناظر بی طرف نگاه کنید وببینید که آنها کم کم بخار میشوند.

- تکنیک ایستگاه مترو : ذهنتان را مثل ایستگاه مترو تصور کنید و فکر منفی مثل قطار می آید چند لحظه می ایستد و به سرعت دور میشود. شاید هر واگن حاوی یک فکر منفی باشد.

- تکنیک کودک شیطان : افکار منفی تان را مثل یک کودک شیطان تصور کنید که در ذهن شما بازیگوشی می کند. به او بی توجهی کنید تا شیطنت هایش را بکند و خسته شود. شما دچار قضاوت نشوید وسعی نکنید که او را کنترل کنید.

نکته مهم : تمام این تکنیکها را فقط برای کمتر از یک دقیقه اجرا کنید و سعی نکنید که افکار منفی تان را قضاوت یا بررسی کنید و یا اینکه با آنها درگیر شوید . این افکار فقط فعل و انفعالات مغزی هستند و با واقعیت بیرون از ذهن مطابقت ندارند.

مطلب از مستانه

[ شنبه دوازدهم اسفند 1391 ] [ 21:52 ] [ شمیم ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

داسـتانـهاي اين وبلاگ از سـايت رســمــي " راز " www.thesecret.tv ترجمه مي شوند.

لطفاً اگر شما هم تجربه اي در استفاده از راز داريد در قسمت نظرات بنويسيد تا با اسم خود شما در وبلاگ قرار داده بشه و الهام بخش بقيه دوستان باشه.

براي همه آرزوي توانگري ، عشق ، شادي و سلامتي دارم.
امکانات وب