تمام کاری که باید بکنید باور کردن است !

توری جی . از ایندیاناپلیس
تازه دبیرستانم را تمام کرده بودم و هیچ برنامه ای برای زندگیم نداشتم. یک شغل نه چندان خوب در فروشگاه کفش کودکان داشتم ، فقط چهار روز در هفته کار می کردم و ساعتی ۸ دلار درآمد داشتم.
به پول بیشتری نیاز داشتم چون می خواستم به کالج بروم. روزهای بدی بود. تمام دوستانم را از دست داده بودم ، حتی سگم را که بهترین دوستم بود.
خوابم زیاد شده بود. روحیه خوبی نداشتم. افسرده بودم ، حس بی ارزشی میکردم و نمی دانستم با آن چه کنم.
یاد " راز " افتادم. یکی از دوستانم دو سال پیش آنرا به من معرفی کرده بود. من در آن زمان آنرا واقعا پذیرفته بودم. اما بعد دیگر فراموشش کرده بودم و تمام اعتقاداتم را از دست داده بودم.
با خودم فکر کردم : آنچه که الان به آن نیاز دارم دوباره بکار بستن " راز " است و آنگاه همه چیز عالی خواهد شد.
شروع کردم به تجسم کردن. خودم را پولدار می دیدم. می خواستم دیگران دوستم داشته باشند . با من ارتباط برقرار کنند و بخواهند با من دوست شوند. واقعا باور کردم که این اتفاق می افتد.
۲ هفته بعد از اینکه شروع به تجسم چیزهای خوب کردم پدرم به من گفت جایی که کار می کند نیروی کار استخدام می کنند. به شدت این شغل را می خواستم. اما هر وقت می خواستم برای مصاحبه بروم اتفاقی پیش می آمد که نمی توانستم بروم.
به خودم گفتم وقتی زمان درستش برسد من به مصاحبه می روم و شغل را می گیرم. و همینطور هم شد.
۲ هفته پیش مصاحبه دادم و شغل را گرفتم. حالا در آمدم ماهی ۴۰۰ دلار است در حالیکه تنها ۱۸ سال دارم.
همچنین افراد زیادی دور و برم هستند که دلشان می خواهد با من دوست شوند. یک چک به مبلغ ۶۰ دلار دریافت کردم در حالیکه انتظار ۳۰ دلار داشتم. همه چیز عالی پیش می رود.
من واقعا از تمام اتفاقاتی که برایم پیش آمده سپاسگزارم . " راز " واقعا موثر بود.
من ۱۸ سالمه و یک شغل عالی دارم بدون اینکه تحصیلات دانشگاهی داشته باشم در حالیکه خیلیها بیکار هستند. و همه ی اینها به خاطر طرز فکرم و " راز " است.





داسـتانـهاي اين وبلاگ از سـايت رســمــي " راز " www.thesecret.tv ترجمه مي شوند.