ابزار طلایی راز

"ابزار طلائی راز"  از سارای عزیز (خواهر یاسمن) :

سلام به همگی، امیدوارم که خوب و خوش سلامت باشید
پارسال یه بخشی به وبلاگ اضافه شد با عنوان" ابزار طلایی راز" توی این بخش هر کدوم از دوستان از هر راهکاری که استفاده میکردن، میومدن و اونو با بقیه در میون میگذاشتن و ما هم سعی میکردیم که همشون رو امتحان کنیم!
یکی از ابزارهایی رو که هر روز ازش استفاده میکنم عبارات تاکیدیه. همه ی ما کم و بیش با عبارات تاکیدی آشنا هستیم و روشهای استفاده از این عبارات رو میدونیم. شاکتی گواین در موردشون میگه :" عبارات تاکیدی موثرترین راه برای آفرینش تصویری مثبت تر و مطلوبتر از خویشتنه و همینطور این فرصت رو در اختیار ما میزاره که آرمانها و مفاهیم مثبت تری رو جانشین گپ زدنهای ذهنی فرسوده و پوسیده و منفی خودمون بکنیم.

تکرار این عبارات، فنی قدرتمنده که در مدت زمانی کوتاه میتونه گرایشها و انتظارهامون رو از زندگی کاملا دگرگون کنه" من یه مدت اونا رو هر روز جلوی آینه میگفتم و بعد از اون صدامو ضبط کردم و هر وقت که بتونم بهشون گوش میدم اما این چند هفته از یه روش دیگه استفاده میکنم. عبارت تاکیدی هایی که حالت عمومی تری داره یعنی زیاد شخصی نیست رو هر شب جمعه انتخاب میکنم و روی کاغذ مینویسم با خط درشت و اونو به دیوار میچسبونم. درست جایی که وقتی صبح از خواب بلند میشم بتونم اونو ببینم و بخونم. هر روز صبح به مدت 1 هفته وقتی از خواب بیدار میشم اون جمله رو میخونم . خوندنم هم به این صورته که اول همون جمله رو عینا به همون صورتی که نوشته شده میخونم و بعد برای بار دوم جای هر ضمیر اسمم رو میزارم .

مثلا اگه این هفته جمله این باشه :" کائنات با شکوه است، کائنات تمام موضوعات خوب را به سوی من می آورد. کائنات فوری تمام نیازهای مرا برآورده میکند." بار دوم اینجوری خونده میشه: "کائنات با شکوه است، کائنات تمام موضوعات خوب را به سوی سارا می آورد. کائنات فوری تمام نیازهای او را برآورده میکند!"

این روش خیلی موثره، اولین تغییری که ایجاد میکنه اینه که مثبتر و خوش بین تر از قبل میشیم. برای من که اینطور بوده امیدوارم که برای شما هم تغییرات مثبت و بزرگ و خوبی رو به وجود بیاره. موفق باشید

ابزار طلایی راز

"ابزار طلائی راز" از بهناز عزیز:


يه ايده براي كساني كه تجسم براشون سخته:

ديديد فيلمهاي كه پخش ميشه آخرين قسمت سريال چطوري تموم ميشه،برميگردن از اول داستان چه جاهاي تلخ و شاد و...نشون ميده،  بعد ميگه چند سال بعد. مثلا نشونه شخصيت داستانها با دوتا بچه كناره ساحلن و خوشن.

حالا چرا ايجوري خوب وقتي به گذشته برميگردين چون قبلا اتفاق افتاده راحت تر ميتونيد به آينده بياريد خيلي جالب هم هست. ميتونيد يه صحنه مثلا روز آشنايی رو تجسم كنيد كه تو گذشته شما بوده بعد صحنه آشنايی با يه موسيقي رمانتيك،  آهسته آهسته تصور كنيد. توجه كرديد حركت آهسته چه قشنگه خوب لحظات قشنگ گذشته رو آهسته جلو چشم بياريد و لحظات بد رو كوتاه و تند.

تجربه خودم رو بگم. من دنبال كار ميگردم بهناز رو ميبينم كه به كلاس ميره بعد به دانشگاه، ميبينم كه اشك ميريزم واسه امتحاناتم و بعد لحظه خوشي كه استاد به من ميگه تو آينده خوبي در پيش داري چون پشتكار داري اينو آهسته آهسته ميكنم ، بعد داره كتاب راز ميخونه تصميم ميگيره بهش عمل كنه بلند ميشه از خصوصيات كارش مينويسه. چيزاي كه تو واقيعت انجام دادم. خوب تصوير مثل آيينه پاك و صاف جلومه بعد يواش يواش ميام جلو خودمو ميبينم سركارم دارم به همه عزيزام پول ميدم وشادم.

واي اينجوري خيلي تصوير روشنه امتحان كنيد بد نيست خيلي خوب ميشه اگه با آهنگ ملايم تصوير سازي كنيم

موسيقي هاي اين سايت عالي هست يه سر بزنيد ضرر نميكنيد.   http://www.songsara.net/?p=3238


چند نکته طلایی از مرمری عزیز

دوستای گلم باور کنید ، اگه بخوایم می تونیم فقط کافیه به ذهن آگاهمون اجازه دخالت ندیم
یه چند تا نکته خیلی کوچولو می خوام بگم ، اما تو رو خدا حمل بر این نشه که فکر کنید من منظورم اینه که من تمام این ویژگی ها رو دارم نه اصلا ، منظورم اینکه که من تجربه بهم نشون داده داشتن چند ویژگی و نداشتن چند مشخصه ، خیییلی تو جذب بهمون کمک می کنه چون سد راه جذب می شن .

اول حسادت ؛

یه وقتایی واسمون پیش میاد نه از سر حسادت از سر حسرت ، یکی خونه خریده که قبلا همکلاسی ما بوده و فقیر بوده و حالا یه شوهر خوب گیرش اومده ، رو می کنیم و می گیم خدا بده شانس نه قیافه داره نه دوزار روابط اجتماعی داره ولی ببین چه جوری از زمین و آسمون واسش می باره .. باور کنید وقتی که یک نعمت و برکت بهتون نشون داده میشه حالا چه مالکش خانواده تون باشن چه دوستاتون و چه غریبه ها ، این یعنی اینکه کائنات داره اونو توی کاتالوگ خودش بهتون نشون می ده ، اما شما با گفتن این حرفا دارید می گید که نه اصلا اینو نمی خوام ، چون کائنات منابع محدودی داره و حالا که به اون داده دیگه به من نمی رسه و این یعنی دیگه رویای من بای بای ..


این روش کنترل حسادت ؛

شروع کنید با خودتون یک دفترچه ببرید همه جا ، هر جایی که از پول ، شوهر خوب ، شغل خوب ، زیبایی و خلاصه هر چیزی که خواستتون هست و در دیگری تجلی پیدا کرده ، حتی اگه در آدمهایی که فکرمی کنید هیچ تلاشی واسش نکردن ، توی دفترچه تون بنویسید که واسش خیرو برکت از خدای بزرگ می خواید و از کائنات بخواید که از جوهر غنی و بی نهایت خودش بیشتر از اونو بهتون ببخشه و همون موقع همه کسانی رو که توی خیابون دارید می بینید یا توی اتوبوس یا مترو هستید ، واسه همه اونا هم این خیرو برکت روآرزو کنید وتصور کنید که اونا هم وقتی به این آرزو میرسن چقدر خوشحال می شن ، وقتی که توی دفترتون بنویسید اخر شب نگاه می کنید گاهی اوقات می بینیم ده ها مورد واسه حسادت داشتیم ، حتما نباید پول زیاد یا اینجور چیزا باشه ،گاهی وقتا حتی کسی وقتی می خنده هم ما حسادت می کنیم و می گیم نگاش کن حتما دلش خوشه که می خنده ، یا می گیم دندوناشو ، بترکی ... یا طرف تا سوار اتوبوس میشه یک نفر بلند میشه و اون جاش می شینه بعد تو دلمون می گیم نگاش کن تو رو خدا از گرد راه نرسیده رفت نشست چپ چپ هم نگاش می کنیم ، نمی گم هممون و همیشه اینجوری هستیم ولی مشلکی که هست اینه که ما یاد گرفتیم که اگه خودمون هم دنیا رو بدون حتی تلاش بدست بیاریم بقیه باید بهمون افتخار کنند نه حسادت ،ولی بالعکسش صادق نیست .

من فکر میکنم اگه هر کدوممون شروع کنیم به انجام این مراقبه ها تو دو سه هفته انچنان تغییرات فاحشی رو تو زندگیمون می بینم که حد نداره . اما دفترچه و یادداشت کردن یادمون نره ، گول خودمون هم نزنیم چون کسی قرار نیست اون دفترچه رو بخونه فقط کافیه هر شب نگاش کنیم بعد از یک ماه می بینم تعدادش دیگه به اندازه انگشتای یک دست هم نمی رسه و این یعنی پیشرفت و این یعنی ریشه حسادت رو تو وجودمون خشک می کنیم ، تا یادم هست بگم در مورد اینکه فکر می کنیم دیگران هم به ما حسادت میکنند ، هر وقت چنین چیزی رو احساس کردید توی دلتون بگید خدایا به تمام کسایی که حسرت داشته های منو می خورن و یا حسادت میکنند اونقدر بده که به آرامش برسند و براشون از کائنات طلب خیر و برکت کنید و در مورد اون افراد اصلا نشیند حرف بزنید که فلانی چشم دیدن منو نداره ، داره می ترکه از پیشرفت شغلی من و این حرفا و فقط و فقط گذشت کنید و واقعا از صمیم قلبتون ببخشید و از خدا هم بخواید اگه شما هم تو اون شرایط قرار گرفتید و کاراهایی از روی حسادت انجام دادید خدا هم شما رو ببخشه.  وای که نمی دونید این بخشش چه آرامشی بهتون میده فوق العاده س.

دومین موضوع هم بخشیدنه اونم از همه نوعش؛

من وقتی بچه بودم روی وسایلم بیش از حد حساس بودم یعنی مامانم خیییلی اهل بخشیدن بود ولی جرات نمیکرد سروسایل من بیاد ، ولی وقتی بزرگتر شدم احساس مامانم به منم انتقال پیدا کرد ، من فکر می کنم هیچ چیزی مثل بخشیدن به انسان آرامش نمی ده ،واقعا این کار رو برای خودمون در وهله اول می کنیم چون اگه از بخشیدن احساس لذت نمی کردیم بالطبع انجامش نمی دادیم ،ولی خیلی مهمه که بخشیدن درسطح بالا انجام بشه.

منظورم اینه بخشیدن کسی که بهمون تنه زده کار خیلی راحتیه .ولی اگه تونستیم کسی رو ببخشیم که پشت سرمون حرف زده اونوقت هست که بخشیدیم و لذتش رو احساس می کنیم ،من از دست کسی 4 سال پیش خیییلی رنجیده شدم خییلی زیاد ، بعدش که آشتی کردیم می گفتم که بخشیدمش ولی یه روز یه جایی حرفی رو شنیدم که تکونم داد و اون این بود که زمانی واقعا کسی رو بخشیدید که اگه دوباره دعواتون شد وقهرکردید جریان قبلی که شما به نظرتون اون رو بخشیدید رو نیاد و دوباره به کینه هاتون اضافه نشه و اونموقع بود که من وقتی فکر کردم دیدم که اگه با اون خانم دوباره قهر و اختلاف پیش بیاد من بازم به موضوع قبلی برمی گردم اونجا بود که فهمیدم من اصلا نبخشیدمش فقط دارم گول خودم می زنم ، یک هفته تموم رو بخشایش افراد مختلفی که ازشون دلگیر بودم کار کردم.

بهشون نامه می نوشتم بعد می سوزندمش و این بهم آرامش می داد وقتی که می سوزندمش قسم می خوردم که دیگه سوخته شد اون جریان و دیگه تمام شد ، اینقدر این موضوع وصف نشدنیه که آرزومه تمام کسایی رو که می شناسم فقط یک بار این کار رو یکنن و ببینن چه حسی دارن ، بعدش ذهن خودآگاهم مثلا وقتی که اون خانم زنگ می زد بهم می گفت خییلی بی عاری که فراموش کردی و بخشیدی، مثلا اون خانم پشت تلفن یه جوری حرف می زد که انگار هنوز اون موضوع واسش مهمه ولی من به ذهن خودآگاهم نهیب می زدم که به تو ربطی نداره خودم می دونم دارم چیکار می کنم و این بار آخرت باشه که تو این موضوع دخالت می کنی و درست همینطورمی شد و همون موقع گوشی رو بر میداشتم و به ذهن خودآگاهم می گفتم حالا خوب نگاه کن گوش کن و دیگه دخالت نکن .

زنگ می زدم به اون خانم و حرفهای معمولی ولی با انرژی مثبت درونم باهاش حرف می زدم یه دفعه اون خانم بهم گفت همیشه ته دلش عذاب وجدان داشته واسه اینکه اون رفتار رو با من کرده ، باور کنید حتی من در مورد یک موضوع کاملا بی ربط داشتم باهاش حرف میزدم ، و بعد از اون که گوشی رو گذاشتم گفتم جناب آقای عقل و منطق خوب دیدی که ، پس بی خیال دیگه ،خلاصه اون خانم اینقدر رابطه ش با من عااالی شده که من خودمم دیگه خجالت می کشم ، می خوام بگم لازم نیست که مستقیم بریم بگیم منو ببخش ، بعضی وقتا آدما ظرفیت های محدودی دارند وبرخورد نامناسبی ممکنه بکنن .ولی انرژی مثبت شما رو همیشه و حتی از فرسنگها می تونن دریافت کنن .

بخشیدن وسایل و اشیا شخصی ؛

یه وقتایی خودتون رو غافلگیر کنید درست مثل همین الان ، وقتی که پست منو خوندید پاشید برید در کمد ، دراور، کابینت ، جاکفشی ، و بوفه و کتابخونه و انباریتون ، هر کدوم رو که دلتون خواست باز کنید ، من ایمان دارم و بهتون قول می دم که چیزهایی زیادی پیدا می کنید که مثلا اگه لباسه ، دو فصل مربوط به اون لباس گذشته و شما یک بار هم اونو نپوشیدید یا کفش یا توی کابینتتون ظرفهایی هست که سه ساله ازش یک بار هم استفاده نشده و ما اونا رو نگه داشتیم که اگه فلان مهمون واسمون بیاد اونو داشته باشیم ، آخه وقتی دو یا سه ساله که اون مهمون نیودمده بعدها هم نمیاد گیرم که بیاد ، مهمونی که چند سالی یک بار میاد خیلی کار سختی نیست واسه یک بار از مامانمون ظرف بگیریم یا ازدوستمون ولی یه عالمه ظرف رو واسه یک بار تو کابینت ها مون نگه نداریم آخه اینا بار منفی داره و راه رو برای ورود خیر و برکت به زندگیمون می بنده ،

من درست تعطیلی تاسوعا و عاشورا کمد و دراور پسرم رو ریختم بیرون ، یک پلاستیک بزرگ هم توی کمد داشتم اونا رو هم ریختیم بیرون ، خوب لباس بچه ها که سریع کوجیک میشه ، همه اونایی که دیگه به درد الانش نمی خورد وحتی اسباب بازی هایی که دیگه به درد سنش نمی خوردرو جدا کردم به دوستام هم زنگ زدم که اونا هم که همین کار رو بکنن که من برم ازشون بگیرم ، خلاصه روز دوشنبه لباسا رو که خیییییییییلی هم زیاد شده بود ، اسباب بازی ها و کفش و دمپایی و کتاب قصه های پسرم و بچه های دوستامو جمع کردم و بردم سه جا که می شناختم تحویل دادم خوشحالی بچه ها از اون اسباب بازی ها بی نظیر بود در صورتی که اون اسباب بازی ها واسه بچه های ما دیگه لذتی نداشت.

من و دوستام همیشه تو همه وسایلامون این کار ها رو می کنیم ، خواهش می کنم هر چیزی که از نظرتون بی استفاده س هر چیزی از پوشاک و ظرف و ظروف تا کتاب و وسایل دیگه حتی اگه به نظرتون قدیمی و دمده شده و می خواین بذارین دم در ، به جای این کار همه ش رو جمع کنید اگه خودتون می شناسید که چه بهتر اگه نه من حاضرم ببرمتون جایی که این چیزا رو استفاده می کنن و چند تا خانواده رو خوشحال کنید ، نمی دونید که چیزهایی که از نظر ما بیخوده تو بعضی خونه ها کاربردی ترین وسیله زندگیشون میشه ،

باور کنید با این کار هم جا برای خیر و برکت های جدید باز می کنید هم اینکه دعای خیر استفاده کننده ها رو پشت سرتون دارید ، بعضی وقتا یه لباس خوشگل مجلسی داریم مثلا سه چهار ساله که نپوشیدیم همش منتظریم یه مراسم پیش بیاد که اون لباس به درد اون مراسم بخوره ولی هیچوقت به این فکر نمی کنیم که من این به کسی ببخشم که الان بهش نیاز داره وقتی که مراسمی بشه من هیچوقت بدون لباس نمی مونم ، من اینو به عینه امتحان کردم ، ولی اگه هم بخشیدید دیگه از صمیم قلبتون باشه یعنی بعدش پشیمون نشید ، اگه ذهن خوداگاهتون هم بهتون گفت معلوم هست داری چیکار می کنی ، کلی پولشو دادی ، حالا امسال نپوشیدی سال دیگه می پوشی ، اصلا مگه ما مسئول لباس بقیه هستیم ، مگه وقتی تو می خوای بری مهمونی کسی میاد واسه تو لباس تهیه کنه و این جور حرفا ، فقط یک جواب ، عزیزم به تو ربطی نداره دیگه لطفا تو این موضوع دخالت نکن خودم بهترمی دونم دارم چیکار می کنم ، باور کنید دیگه دخالت نمی کنه اگه شما محکم تو روش بایستید.

یه روز رفته بودم بانک کاری داشتم که توی بانک بهم گفتن یک ساعت طول میکشه ، توی گاندی بودم با خودم گفتم یه گشت میزنم تو مغازه ها و برمی گردم ، وقتی اومدم بیرون رفتم توی مغازه روبروی بانک که برند زارا داشت ، رفتم تو داشتم نگاه می کردم یه خانم اومد و چند تا لباس خرید که شد یک میلیون و چهارصد ، خوب مبارکش باشه اشکالی نداره ،بعد من اومدم بیرون ، برگشتم طرف بانک ، دم در بانک ایستادم ، دیدم که همون خانم اومد که سوار ماشینش بشه ، یه زن که با بچه ش گدایی می کردن ،( بچه ش هشت نه ماهه بود که از شدت گرما برافروخته شده بود ، و همش گریه می کرد مامانش گذاشته بودش زمین اونم از روی زمین آشغال می خورد ) اون زن رفت و به خانمه خیلی مودبانه گفت بچه م خیلی گرسنه ش میشه واسش فقط یه بیسکوییت بخرید، خانمه جوابش داد برو گم شو خواستی بچه نیاری !!!


من فقط گریه می کردم ، آخه دیدن اون بچه آتیشم می زد ، ماه رمضون هم بود ، توی بانک آب نبود ، رفتم چند تا قوطی شیر خشک خریدم و یک شیشه هم خریدم و واسه بچه با آب معدنی خنک شیر درست کردم بهش دادم الهی بمیرم بچه یک نفس اون شیر رو خورد و خوابش برد ، کار بانکیم رو کردم رو سوارشون کردم یه بچه دیگه م داشت که داشت بادکنک می فروخت ، اونو هم سوار کردم و بردمشون خونه شون ، فاجعه اونجا بود و بس .. نمی خوام وارد جزئیاتش بشم ،

من نمی گم که به گداها پول بدیم ولی باور کنید با ندادن ما اون بچه موفق نمیشه اون بچه فقط یه بچه س ، بچه تشنگی و گرسنگی دیوونه ش می کنه ، من کلی لباسای بچه م رو واسشون بردم حتی حمام نداشتن ، شوهره ولش کرده بود رفته بود اینو هم از یه روستایی تو کردستان آورده بوده تهران ، سه بار پسر بزرگش به خاطرسو تغذیه راهی بیمارستان شده بوده و اونوقت ماها چه چیزایی رو که اسراف نمی کنیم ، چه چیزایی رو که احتکار نمی کنیم فقط واسه اینکه شاید یه روزی یه جایی یه وقتی به دردمون بخوره و درست در همون موقع که مثلا ما سه تا پتو داریم که نگه ش داشتیم واسه مهمون و مثلا 4 ساله که هنوز مهمون واسمون نیومده که شب بمونه ، اونوقت یه بچه شب تاصبح میلرزه ، تو دنیا به اندازه همه همه چی هست ولی این ما انسانها هستیم که اعتدال و انصاف رو رعایت نمی کنیم ، من می گم اینکه دولت و سیاستمدارها باید چیکار کنند اصلا ربطی به این نداره که ما ها چیکار می تونیم بکنیم و نمی کنیم.

من صمیمانه و از صمیم قلبم ازتون خواهش می کنم اگه یه وقت تونستید با چهارهزارتومن یه قوطی روغن بخرید بذارید کنار دوباره یه بار دیگه با یه مبلغ کوچولو مثلا یک کلاه بافتنی واسه یه بچه ، اینا پولایی هست که ما داریم و می تونیم و خیلی کوچیکه ، ولی همون کلاه یک زمستون یک بچه رو از سرما محافظت می کنه ، نگیم چون کارای بزرگی نمی تونم بکنم پس نمی کنم ، هر کاری تو این راستا بزرگه و ستودنی ، از وسایل اضافه خونه هامون شروع کنیم ، من با تمام وجودم حاضرم هرکاری بگید بکنم حتی ببرمتون در خونه هاشون که خودتون بهشون بدید ، به شیرخوارگاه آمنه ، به نوزادهای معصوم و رها شده بیمارستان اکبر آبادی ، قصد ناراحت کردنتون رو نداشتم ولی وقتی دیدم خیییلی دوست دارید که بدونید جذب چه جوری کار می کنه دلم می خواد صادقانه بگم ، شما باید ببخشید تا بهتون بخشیده بشه ، خلا ایجاد کنید ، دلهای شما خیییلی بزرگه کافیه شروع کنیم یا علی

ابزار طلایی راز

" ابزار طلایی راز " استفاده شده توسط سپیده عزیز :

بچه ها این یکی از ابزار قدرتمند منه,این یه روش خیلی ساده ست که من استفاده میکنم برای وقتای که افکار منفی قدرتمند به من هجوم میاره,ولی من با این روش شکستش میدم.

باور کنید شکستش میدم,یه وقتی به خودم میام که افکار منفیه رنگ و لعاب خودشو از دست داده,و فکر من سالم و سر حاله,ما انسانیم و چه بخوایم چه نخوایم این افکار تو زندگی هممون هست.تو این مواقع من برمیگردم به خیلی قبل,خیلی قبل تر,زمان جد بزرگوارم.زمانی که هنوز 2 نسل قبل شکل نگرفته, یک موردش اینه که چکار میکنم؟من عاشق خاله هستم ولی متاسفانه ندارم,مامان بزرگمو شوهرش میدم و کاری میکنم که به جای 2 تا بچه 6 تا بچه بیاره,که 4 تاش خاله باشن و...........و حالا ما نوه ها بزرگ شدیم و.............,و بقیه داستان میشه تموم رویاهای که من به هر دلیلی بهشون نرسیدم و دیگه وقتی نیست برای رویاهای متولد نشدم,و از این به بعدش میشه رویاهای که قراره من با جذب به دستشون بیارمو میارم.

امتحانش مجانیه من پیشنهاد میکنم یه بار انجام بدین,ضرری نداره که هیچ فکرتون از منفی میکشونه به فاز مثبت.

ابزار طلایی راز

" ابزار طلایی راز " استفاده شده توسط سارای عزیز:

سلام دوستان، ابزار طلايي ديگه اي كه من اين چند وقته به كار بردم استفاده از " وضوح از طريق تضاد" هستش،كه اين روش براي جذب آگاهانه ي خواسته هاي ما بسيار قدرتمند و مفيده. اين ابزار رو از كتاب كليد كاربردي قانون جذب و كتاب قانون جذب ياد گرفتم، اميدوارم مثل من، براي شما هم كاربردي و مفيد باشه
1- يه دفتر برداريد .
2-تيتر صفحه اين باشد: برگه ي وضوح از طريق تضاد من (اسمتون رو بنويسيد)
بعد در خط بعدي زمينه اي از زندگيتون (اهداف شخصي،ارتباطات،سلامتي،حرفه و مالي،تحصيلات،تفريح و غيره)كه در حال حاضر ذهنتون رو مشغول كرده و دلتون ميخواد كه تغيير كنه، رو بنويسيد، مثل: وضعيت مالي آرماني من،رابطه ي آرماني من يا موقعيت شغلي آرماني من و...
3-در خط بعدي بنويسيد : خوب، من چه ميخواهم؟
4- جدول دو ستونه بكشيد ---|--
5- طرف راست رو بنويسيد: تضاد (آنچه نميخواهم)
6-طرف چپ رو بنويسيد: وضوح (آنچه ميخواهم)
7-اول طرف راست رو پر كنيد و هرچه كه دوست نداريد و آنچه كه براتون عذاب آوره رو بنويسيد.براي كامل كردن فهرست تضاد وقت صرف كنيد و چند روزي رو اختصاص به اين كار دهيد تا مطمئن شويد كه به قدر كافي در مورد تمام قسمتهاي مربوط به تضاد فكر كرده ايد.
8- بعد از تكميل فهرست سمت راست، تك تك اونها رو بخونيد و از خودتون بپرسيد : " من چه مي خواهم؟" و بعد قسمت چپ(وضوح) رو پر كنيد.
9- با استفاده از اين روش، دركي بهتر از آنچه مي خواهي بدست مي آوري و وقتي به وضوح رسيدي، براحتي تضادهاي مربوط به هريك را خط بزن.در آخر ميبينيد كه هر آنچه نميخواهيد خط خورده است. عمل ساده ي خط كشيدن روي مواردي كه نميخواهي، روشي قدرتمند است كه حس خوبي در شما ايجاد ميكند!! زيرا با اين كار فقط توجه ات را به سمت چپ جدول و هر آنچه ميخواهي معطوف ميكني.
10- حالا شما با تكميل اين جدول اولين قدم و مرحله ي جذب آگاهانه ي خواسته هاتون رو برداشتيد يعني شناسايي خواسته هاتون!

به ياد داشته باشيم كه فقط كافي نيست كه خواسته هايمان را شناسايي كنيم، بلكه بايد هر روز هم به آن توجه مثبت داشته باشيم.
"شفافيت قدرت است." باكمينستر فولر

ابزار طلایی راز

" ابزار طلایی راز " استفاده شده توسط سپیده عزیز :

همین طور که میدونیم یکی از نکات مهم راز مراقبه هستش,من خودم در کنار تجسم و خیال پردازی حواسم هست که چه اهنگی گوش میدم,اگه کسی حالمو گرفت بی تفاوت باشم,یاد گرفتم به عمق مطالب و حوادث بد نرم,به همه اعلام کردم خبر بد به من ندن,تو مبایلم عکس تنهای و دل گیر ندارم و...,من عاشق تجسم هستم چون تا الان خیلی بهم حال داده,من انقدر خودم ودوست دارم که به قول اون بابا تو فیلم راز خودم وغرق بوسه میکنم,با هر خواسته ای که بهش میرسم به خودم جایزه میدم و این جایزه گرفتن دلیل ادامه دادن من و خسته نشدنم هست,باید عاشق خودتون باشید,به قول دکتر ازمندیان نمیشه که یه جوون افسرده,منزوی,داغون از کنج تنهای ته خونه بگه من اینو میخوام اونو میخوام.تو عزیز دل خدای,قدم اول اینکه واسه خودت ارزش قائل باشی,باور کنید من مث یه شاهزاده خانم تو خونه با خودم رفتار میکنم,چون تو تن و بدن ما روح خدا دمیده شده,من هزاران بار شده که ناراحت بودم از همه نوعش ولی خودم و فراموش نکردم.

ابزار طلایی راز

" ابزار طلایی راز " استفاده شده توسط sarah  عزیز :

ابزار طلایی من نامه نوشتن به خدا و فرشته آدم هاست.

یک دفترچه کوچولو دارم که همیشه همراهم هست . هر جایی که وقت داشته باشم توش می نویسم.

اول خدا رو شکر می کنم و بعد خواسته ام می نویسم و در آخر از این که به خواسته ام رسیدم ار خدا تشکر می کنم.

مثلا :
اگه پول نیاز داشته باشم به فرشته ثروت و توانگری نامه می نویسم.

تعداد دفعات به خودتون بستگی داره. من معمولا 7 بار می نویسم.

البته این روش زمان بیشتری میبره تا جواب بده. ولی 100٪ نتیجه میده.

ابزار طلایی راز

" ابزار طلایی راز " استفاده شده توسط آرزوی عزیز :

سلام شمیم عزیزم و بقیه ی دوستای خوبم!
من نقاش هستم!
تکنیک طلایی من نقاشی کردن هرچیزیه که میخوام با همه ی جزئیات و دقیق!  مثلا اگه کیف بخوام با همه ی جزئیاتش میکشمش! جالبه گاهی اونو نمیخرم و بهم هدیه میدن!

این تکنیک برای من تا به حال رد خور نداشته!
متشکرم!!!!!!!!!!!!!!!!

ابزار طلایی راز

" ابزار طلایی راز " استفاده شده توسط سارای عزیز :

سلام به همه دوستان خوبم، يه روش ديگه كه ميتونه قدرتمند باشه استفاده از دفتر روياست
من براي اين كار از *" clear book" استفاده كردم!چون مثله يه آلبومه و احتياجي به چسب كاري هم نداره
تمام عكسها و تصاويري كه مربوط به خواسته ها و اهدافم ميشه رو توي اون ميزارم. نوشته هاي تاثير گذار و چيزايي كه در مورد خواسته هام مينويسم رو هم اضافه ميكنم. البته هنوز در مرحله اجراست و هنوز نتيجه اي نگرفتم! فقط خواستم اين روش رو با شما به اشتراك بزارم شايد شما زودتر از من به نتيجه رسيديد
موفق باشيد

* " clear book"رو از لوازم تحريري ها ميتونيد تهيه كنيد و همشون دارند

ابزار طلایی راز

" ابزار طلایی راز " استفاده شده توسط آقا رضا :

شمیم جان ممنون از اینکه این بخش رو به وبلاگت اضافه کردی. سارا خانوم از شما هم ممنون که این پیشنهاد قشنگ رو دادید.
در مورد تکنیکهای طلایی و شخصی هر کس من تست کردم و متوجه شدم بعضی کارها باورش برام سخته و جواب نمیده و در عوض بعضی دیگه کاملاً با روحیم هماهنگه و به محض اینکه دست به کار میشم احساس میکنم تمام وجودم داره باهام هماهنگ میشه.
تکنیکی که من خیلی ازش استفاده میکنم و خدا روشکر همیشه جواب میده فکر کردن به موضوعی هست که مد نظرمه.
روش من اینجوریه که پشت میزم میشینم یا گاهی روی تختم، دو تا دستمو میذارم جلو صورتم و چشامو میبندم. اینجوری همه چیز کاملاً تاریک و سیاهه. حالا توی فکرم شروع میکنم به رفتن به طرف اون چیزی که توی ذهنمه. آروم آروم حس میکنم سرم و بعد همه وجودم داره داغ میشه و جلو چشمام در حالیکه کاملاً بستست 1 مسیر لوله مانند رو میبینم که به سرعت توی اون دارم حرکت میکنم.
اینجا دیگه تمام وجودم متمرکز روی موضوعیه که بهش فکر میکنم.
البته موندن توی این مرحله یه خورده آسون نیست. گاهی از ترس وگاهی هم از ذوق دیدن اون چیز یهو حواسم پرت میشه و از اون حال در میام. اما دارم بازم تمرین میکنم. این رو هم بگم که بعضی وقتا به چیزی فکر میکنم که برام ظاهراً مهمه اما انگار توی ضمیرم کمتر بهش اهمیت میدم. این وقتا معمولاً اتفاق خاضی نمیافته اما وقتی به موضوعاتی که از ته دل براش دست و پا میزنم فکر میکنم انگار بدنم منتظر بوده که بره توی این خالت و سریع عکس العمل نشون میده! البته سعی کنید با شکم پر نباشید چون پر بودن شکم باعث رخوت و سستی میشه و تمرکز آدم رو از بین میبره و ممکنه باعث ناامیدیتون بشه. همینطور شرایط مکان و زمان و حال و هوای خودتون هم توی این کار تاثیر داره. من اینجوری به خیلی چیزا رسیدم.. در کل این روش در من بیشتر جواب میده به اضافه شکرگذاری که مدتیه سعی میکنم بابت همه چیز خدا رو شاکر باشم و جواب گرفتم. و ایده دفتر شکر گذاری هم به نظرم کار جالبیه که میخوام امتحان کنم.امیدوارم چیزایی که گفتم به دردتون بخوره

ابزار طلایی راز

" ابزار طلایی راز " استفاده شده توسط سپیده عزیز :

من از طریق تصاویر ذهنی به خواسته هام میرسم,برای اولین بارم از طریق شکر گذاری دیشب به خواسته ام رسیدم,من نصف بیشتر ساعتای روزم و تو خیال پردازی و رویا هستم,و قدرت تخیلم زیاده و تا امروز به خیلی از خواسته هام رسیدم و نا خواسته از کنار خیلی هاشونم گذشتم که بعدا فهمیدم چه چیزی و از دست دادم,ولی به جای نا امیدی و پشیمونی دوباره ادامه میدم.من برای دیدن آدم های که دوست دارم ببینمشون تصویر سازی میکنم تا بیشتر خواسته های که دارم,البته از جملاتی که باید و حتما دارن هم استفاده میکنم ولی چون بیشتر با تخیلم کار میکنم بیشتر عایدم میشه و بیشتر عادت کردم.

ابزار طلایی راز

" ابزار طلایی راز " استفاده شده توسط سارای عزیز :

روش دومي كه استفاده ميكنم و اونم خيلي قدرتمنده استفاده از عبارات تاكيدي و مثبته!
براي اينكار از كاغذهاي جي 5 كمك گرفتم، اين كاغذها رو زماني كه دانشجو بودم براي خواهرم كه اونموقع كنكوري بود، گرفتم، چند سالي بلا استفاده بودن تا اينكه بالاخره يه راه به ذهنم رسيد
اول شروع كردم خلاصه برداريهاي كتاب راز رو توي اونا نوشتم فقط عباراتي كه بايد هر روز ميگفتيم مثل" من رهبر افكار خودم هستم" و از اين قبيل. بعد وقتي دوباره خيلي دقيقتر كتاب راز رو خوندم جملات بيشتري در آوردم و توي اونا نوشتم جملات مفيد، قدرتمند و كاربردي ،جملات اساتيد، دانشمندان،...هر جمله اي كه باعث ميشد كه افكار محدود من رو از بين بره رو هم اضافه كردم!

بعد با وبلاگ خوب شميم جون آشنا شدم كه خيلي كمكم كرد و نشستم تمام داستانهاي وبلاگ رو پرينت گرفتم و خودمو مجبور كردم كه از دل هر داستاني يه روش استفاده در بيارم‌، روشهايي كه مردم از سراسر جهان استفاده ميكردن خيليهاش به ذهنم رسيده بود و بقيه جديد بودن يكي از همين روشها استفاده از عبارات تاكيدي بود و نكات و جملات قدرتمند اين داستانها رو هم روي كاغذها نوشتم.

البته دسته بنديشون كردم كاغذهاي كتاب راز رو با يه نوار كاغذ مثل يه دسته پول در آوردم و جدا گذاشتم و نكات برجسته اين داستانها هم يه دسته ي ديگه گذاشتم و كتابهاي جديدي كه ميخوندم رو به همين شكل در آوردم مثل كتاب كليد كاربردي كه يه بخش براي عبارات تاكيدي داشت با خوندن اين بخش ياد گرفتم كه عبارات تاكيدي مثبت و مخصوص هدف براي خودم درست كنم و اونا هم اضافه كردم و تمام جملات كتاب راز شكرگزاري راندا برن كه در پايين صفحه ها قرار داره رو هم روي همين كاغذا نوشتم!

خلاصه الان 4 و 5 بسته كاغذ دارم كه روي نوار مربوط به هر كدوم عنوان كتابها رو نوشتم. هر روز صبح كه از خواب بيدار ميشم اول عبارات تاكيدي مربوط به خودم رو ميخونم و بعد از دسته هاي كم حجمتر مثل نكات برجسته داستانهاي واقعي راز رو ميخونم اگه وقتي داشته باشم خلاصه برداريهاي كتابها رو هم ميخونم ! همه ي اساتيد راز ميگن كه عبارات تاكيدي رو جلوي آينه بخونيد منم همين كارو ميكنم و بعد از اينكار خيلي احساس سرحالي و شادي ميكنم و به سراغ كارو زندگيم ميرم 

اگه دوست داشتيد اين روش رو بكار ببريد چون خيلي كاربردي و مفيد، قدرتمنده و اگه سوالي در مورد اين روش داشتيد خوشحال ميشم كمكتون كنم
اميدوارم كه همه موفق، شاد و سلامت باشن و آرزو ميكنم همه به خواسته هاي خوبشون برسن

ابزار طلایی راز

" ابزار طلایی راز "  استفاده شده توسط سارا ی عزیز :

اولين ابزار طلايي كه من ازش استفاده كردم دفتر شكرگزاري بود كه البته اينجا زياد در موردش نوشتم اما دوست دارم كه بهتون بگم چطوري به ذهنم رسيد [چشمک
ايده ي اين كار با خوندن يه مطلب جالب و شنيدني با عنوان"نامه اي به خدا در موزه كاخ گلستان"به ذهنم رسيد! يه داستان از زمان قاجار كه توي اين وبلاگ هم هست البته من از طريق ايميل اونو خوندم:
http://parvaze.persianblog.ir/post/160
نميدونم آيا صحت داره يا نه اما توي اين داستان ميشه به قدرت خدا و كائنات پي برد، توسط يه تندباد نظر علي به خواسته اش رسيد!!! اين داستان جالب بود و از صميميت و سادگي اين فرد خوشم اومد و ياد نامه هايي كه بچه ها براي خدا مينويسن افتادم كه صاف و ساده با خدا صحبت ميكنن! با خودم گفتم نامه نوشتن براي خدا هم چقدر ميتونه جالب باشه،بزار امتحانش كنم و اين كار رو كردم يه دفتر برداشتم و شروع كردم به صورت نامه از خدا تشكر كردن براي تمام چيزهايي كه داشتم و دارم، حس خوبي بود باعث شد كه هر شب اينكارو انجام بدم و قدرت و افسونش رو درك كنم!

ابزار طلایی راز

به پیشنهاد سارای عزیزم ، یک بخش جدید به وبلاگ اضافه میشه به اسم " ابزار طلایی راز " .

در این بخش شما می تونید از روشها و تکنیکهای " راز " که خودتون استفاده کردید و نتیجه گرفتید صحبت کنید .

از چه روشهایی بیشترین جواب رو گرفتید ؟ مراقبه ، تابلو تجسم ، تصاویر ذهنی ، جملات تاکیدی مثبت ، دفتر شکر گزاری ، وانمود کردن و یا هر تکنیک دیگه ای که براتون راهگشا بوده .ما می خواهیم این تکنیک ها رو با همدیگه به اشتراک بگذاریم تا بتونیم سریع تر و بهتر به آرزوهامون دست پیدا کنیم.

برای همه تون آرزوی موفقیت می کنم.