ناشناس از ایران

من قبلن تو یه امتحان مهم رازو به کار بردم. وقتی که از امتحان اومدم بیرون فک می کردم که غیر ممکنه که قبول بشم چون از کل ایران فقط 50 یا 60 نفر قبول می شدن از بین 2000 شرکت کننده اما خداروشکر من بعد از چن روز شروع کردم به دعا کردن و حس اینکه خدا دعای منو می شنوه و اجابت می کنه و بعد از یه ماه به حالتی رسیده بودم که همه ش خداروشکر می کردم به خاطر اینکه قبول شدم و دائم تصور می کردم که وقتی نتایج قبولیم بیاد می رم تو وبلاگم چی می نویسم و به متن و تیترش فکر می کردم!! و حتا اینقد این تاثیرات واضح بود که مامانمم می گفت انشالله خبر خوشی که منتظرشی زودتر بهت برسه! و می دونید چی شد؟! یه روز ظهر که رفته بودم سایتو نگاه کرده بودم و دیدم نتایجو نزدن!! یه دفه دوستم زنگ زد گفت که من قبول شدم! من از خوشحالی تلفنو پرت کردم و کلی جیغ کشیدم! بعدم رفتم تو وبلاگم همون چیزایی که یه ماه بود بهشون فک کرده بودم نوشتم!
به نظر من ما میکل آنژ زندگی خودمون هستیم