پول غیر منتظره

Faith از مالزی
این اتفاق درست هفته ء پیش افتاد . از چند ماه گذشته که شغل جدیدم را آغازکرده بودم با مشکلات مالی درگیر بودم . مشتری ها به من سفارش کار می دادند اما پرداخت هایشان را با تأخیر انجام می دادند . به جایی رسیده بودم که فقط چند رینگیت ( پول مالزیایی ) در کیف پولم مانده بود .
به خاطر این مسئله نگران و مضطرب نبودم . هر روز مراقبه می کردم ، تصور می کردم پول کافی برای هر چیزی که مورد نیازم است را دارم . اما هفتهء گذشته نیاز شدیدی به پول پیدا کردم . پول کافی برای خشکشویی و غذا نداشتم پس به دوست * پسرم پیام دادم تا کمی پول به من برساند . از او جوابی نیامد . بعد پدرم به من تلفن کرد . از من پرسید آیا به اندازهء کافی پول دارم . نمی خواستم زیاد نگرانش کنم پس به پدرم گفتم آنقدری پول دارم که تا چند روز دوام بیاورم . پدرم از من خواست به خانه بروم تا به من مقداری پول قرض بدهد . ولی من گفتم " احتیاجی نیست ، می تونم از پسش بر بیام ."
بعد از اینکه تلفن را قطع کردم ، احساس کردم باید مانده حسابم را چک کنم . در کمال تعجب ، بیشتر از 700 رینگیت در حسابم بود در حالیکه قبلاً فقط 10 رینگیت در حسابم داشتم . خیلی خوشحال و سپاسگزار بودم . مرتب می گفتم خدایا متشکرم ، بسیار بسیار متشکرم . حتی به پدرم زنگ زدم تا این خبر خوب را به او بدهم . با کمی پرس و جو متوجه شدم که این پول بازپرداخت مالیاتی ام است . خیلی خوشحال بودم چون اصلاً انتظار دریافت پول را نداشتم !
مقداری از موجودی حسابم را برای خشکشویی و غذا برداشت کردم و بعد به شهرم برگشتم تا اعضای خانواده ام را برای یک شام خوب دعوت کنم . من معتقدم هر چقدر بدهی بیشتر دریافت می کنی.
من طرفدار پر و پا قرص قانون جذب هستم . مراقبه کمکم کرد تا ذهنم را ساکت نگهدارم و روی زندگی ایده آلم تمرکز کنم . حالا دارم روی جذب مشتری های بیشتر و پول بیشتر در حساب بانکی ام کار می کنم . امیدوارم از داستان من الهام گرفته باشید .
داسـتانـهاي اين وبلاگ از سـايت رســمــي " راز " www.thesecret.tv ترجمه مي شوند.