آشکار سازی را از لنز دوربینم دیدم!

نیدی اینانی از هندوستان
وقتی در سال سوم هنرستان بودم ، یک فیلم مستند درباره ی هنرمندان امپرسیونیست فرانسوی نشان داده شد. در این مستند نشان داده شده بود که کلود مونه ، پدر امپرسیونیست ،معروفترین نقاشی خود ، " طلوع آفتاب " را به محض بیدار شدن از خواب کشیده است.
سه پایه ی نقاشی درست کنار تختخوابش قرار داشت. او در کارگاه هنری اش می خوابید! چنان در اندیشه ی خوابیدن در کارگاه هنری غوطه ور شده بودم که با تمام احساسم آرزو کردم که من هم این موقعیت را داشته باشم.
در سال چهارم به خانه ی بزرگتر و جدیدتر نقل مکان کردم. چند ماه گذشت. یک روز داشتم از اتاقم برای یکی از دوستانم عکسبرداری می کردم. در زاویه ای ایستادم که بتوانم با دوربین از کل اتاق عکس بگیرم و چیزی که از لنز دوربین دیدم مرا شوک زده کرد. من در کارگاه هنری ام زندگی می کردم!!
یک محیط کار وسیع در اتاقم داشتم و سه پایه ام درست کنار تختخوابم بود!
بعدها فهمیدم که بدون اینکه بدانم خودم این اتاق را آشکار کرده ام. این اتفاق قبل از خواندن " راز " بود و من بعد از خواندن کتاب فهمیدم که چکار کرده ام. این کتاب خط مشی من در زندگی را تغییر داد و مرا به طور کامل در مثبت اندیشی به دام انداخت .
داسـتانـهاي اين وبلاگ از سـايت رســمــي " راز " www.thesecret.tv ترجمه مي شوند.